قبل فهرست بعد


   او مفسري بود كه قرآن كريم‌ در روح و قلبش رسوخ كرده بود و توانست‌پرده از روي اسرار بسياري از مطالب اين كتاب آسماني را بردارد و حق‌طلبان و حقيقت جويان را خوشه چين خرمن خود سازد.

   او چنان دلداده و عاشق اهل‌بيت عصمت و طهارت‌: بود كه در قلم و بيانش‌محبت عميق به آستان اهل‌بيت‌: هميشه جلوه‌گر بود.

   او نابغه‌اي بود كه در سال 1281 هجري شمسي قدم به عرصه اين جهان‌نهاد و در سال 1365 به ديدار معبود خود شتافت و آثار مهمّي از خود بيادگار  گذاشت‌.

   شخصيّت اين بزرگ مرد حكمت و عرفان داراي ابعاد متعددي است ولي ما به مناسبت بحث فعلي خود جهت زهد و ساده زيستي او را مورد بحث‌قرار  مي‌دهيم‌.

   در كتاب مهر تابان‌ كه بعنوان ياد نامه اين عالم رباني و عارف و حكيم الهي ‌نگاشته شده است مقدّمة‌ً از زهد چند نفر از علماي بزرگ سخن به ميان‌مي‌آورد و سپس زهد معظم له را به اين شرح مورد تذكر قرار مي‌دهد:

   مرحوم‌ آيت الله شيخ جواد بلاغي نجفي‌ كه فخر اسلام بود و علوم و مولفات ‌او جهان‌ِ دانش را روشن كرد در نجف اشرف‌ در خانه محقري روي حصير زندگي مي‌كرد و براي طبع كتابهاي خود عليه مادّييّن‌ و طبيعيّين‌ و يهوديان‌ و مسيحيان‌ كه حقّاً سندِ مباهات و افتخار عالم اسلام بود مجبور مي‌گردد خانه‌مسكوني خود را بفروشد.

   استادِ استادِ ما عالم‌ِ عابد و فقيه محدّث و عارف نامدار مرحوم‌ حاج ميرزا علي قاضي طباطبائي تبريزي (1285 ـ 1366 ه¨ ق‌) در نجف اشرف‌ با وجود عائله‌سنگين چنان در ضيق معيشت زندگي مي‌نمود كه داستانهاي او براي ما ضرب المثل است‌.

   در خانه او غير از حصير خرمايي چيزي نبود و براي روشن كردن چراغ نفتي در شب به جهت نبودن نفت چه بسا در خاموشي بسر مي‌برد.

   مرحوم علاّمه حاج شيخ آقا بزرگ طهراني‌ هيچ ممّر معاشي نداشت و از حال‌ايشان كسي با خبر نبود چند سال به علم و اسلام و تشيّع خدمت كرد و مجاهدات ارزنده‌اي انجام داد و آثار نفيس و بي نظيري از خود به يادگار گذاشت كه امروزه مورد استفاده تمام اهل تحقيق و تتبّع و مِحْوَر مراجعات‌نويسندگان است‌.

   اين مرد كه شب و روز مشغول نوشتن و زحمت كشيدن و جمع آوري‌اسناد و مدارك و نوشتجات بود وضع خانه او مانند يك طلبه معمولي ساده و بلكه پائين‌تر بود و شدائدي تحمّل نموده است كه فوق تصوّر است‌.

   علاّمه اميني صاحب الغدير تا قبل از مشهوريّت و معروفيّت در تنگي معاش‌بسر مي‌بردند و حتّي براي طبع اول دوره الغدير با مشكلاتي مواجه شدند.

   علاّمه‌، استاد بزرگوار ما سيد محمّد حسين طباطبائي زندگاني بسيار ساده و بي تجمّلي در حدّ اقل ضرورت‌ِ زندگي داشت‌.

   ايشان به هيچ وجه از سهم امام )ع( استفاده نمي‌كردند.

   ممّر معاش ايشان و برادرشان از كودكي منحصر به زمين زراعتي در قريّه شاد آباد تبريز بود كه از نياكان بعنوان ارث منتقل شده بود و ايشان‌مي‌فرمودند:

اين ملك 270 سال است كه ملك‌ِ آباء و اجداد ما است و يگانه‌وسيله ارتزاق از راه كشاورزي مي‌باشد و عائدات آن به قدري‌بود كه از زندگي يك طلبه ساده پائين‌تر بود و براي اِمرار مقدار ضرورت از معاش آن هم به حداقل بود.

  و گاهي چون امر فلاحت دچار خسارت مي‌شد ايشان دچار مشكلات زندگي فراوان مي‌گرديدند زماني در نجف اشرف‌ آنقدر به مضيقه افتادند كه ناچار از مراجعت به ايران شدند و ده سال‌ در همان قريه شاد آباد تبريز به فلاحت و زراعت اشتغال ورزيدند.

علاّمه طباطبائي در قم‌

آن استاد بزرگوار به قم‌ كه آمدند با اينكه فيلسوف معروف جهان اسلام و يك‌محقّق نامي روزگار و يك استاد متبحّر مشهور تفسير و كلام و حكمت بودند با يك عمامه بسيار كوچك از كرباس آبي رنگ و قباي ساده و بدون جوراب با لباس كمتر از حدّ معمول در كوچه‌هاي قم‌ تردّد داشت و كسي اگر سابقه نداشت او را يك طلبه عادي تصور مي‌كرد.

   خانه او اجاره‌اي بود و به خاطر داريم كه چند دفعه خانه خود را عوض‌كرد و از خانه‌اي به خانه‌اي منتقل شدند، خانه‌اش بسيار كوچك و محقر بود كه حتّي نمي‌توانستند دوستانش را در آنجا پذيرائي كنند چون از نظر امكانات‌بسيار محدود بودند.

   من گاهي به خاطر پرسيدن جواب اشكالي كه براي بنده در موضوعات‌علمي پيش مي‌آمد مجبور بودم خدمت استاد در منزلشان شرفياب شوم‌ايشان در حالي كه به جلو دَرِ منزل آمده دو دست خود را

بر دو طرف دَر گذاشته سرشان را بيرون مي‌آوردند و به سوال من گوش مي‌دادند و پاسخ‌مي‌گفتند در اين ضمن اين سوال براي من مطرح مي‌شد كه چرا استاد از من‌نمي‌خواهد به داخل منزل بروم بعدها كه آشنائي من با ايشان بيشتر شد متوجّه شدم كه داخل منزل ايشان به اندازه‌اي محدود و محقّر است كه‌نمي‌توانند از مهمان پذيرائي كنند.

   مدّتها زندگي ايشان از حّق التاليف كتابهايشان اداره مي‌شد و سالها مبالغ‌هنگفتي مقروض بودند و نزديكان ايشان حتي دامادشان آقا قدّوسي از اين‌موضوع اطلاع نداشت‌.

   او با وجود كسالت قلبي و كسالت اعصاب و كِبَر سن‌ّ فقط و فقط براي‌ِ حمايت از دين و نشر فرهنگ اسلام براي ملاقات و مصاحبه با آن مستشرق‌ فرانسوي (دكتر كُرْبن‌ُ) هر دو هفته يك بار با زحمت و تحمل رنج فراوان به‌تهران مي‌رفتند و برمي‌گشتند اين رفت و آمد با ماشين عمومي مستلزم‌رنجهاي فراوان بود.

آسايش جاويدان جز با تحمّل رنج فراوان بدست نمي‌آيد

اين بود وضع زندگي يك فيلسوف شرق بلكه يگانه فيلسوف‌ِ عالَم‌.

   اين است زندگي اولياي خدا كه حضرت امير مومنان )ع( در اين رابطه‌فرمودند:

صَبَرُوا أَيّاماً قَصِيرَة‌ً أَعْقَبَتْهُم‌ْ راحَة‌ً طَوِيَلة‌ً تِجَارَة‌ٌ مُرْبِحَة‌ٌ يَسَّرَهَا لَهُم‌ْ رَبُّهُم‌ْأَرادَتْهُم‌ُ الدُّنْيَا فَلَم‌ْ يُرِيدُوهَا وَ أَسَرَتْهُم‌ْ فَفَدَوْا أَنْفُسَهُم‌ْ مِنْهَا.[501]

   مدّت كوتاهي از دنيا را با رنج و زحمات فراوان بسر بردند و رنجها را تحمّل كردند تا سر انجام به آسايش طولاني در جهان ديگر نائل شدند تجارت‌ پرسودي را خداوند براي آنها فراهم كرد.

   دنيا به آنها توجه كرد ولي آنها توجه به دنيا نكردند دنيا دامهاي اسارت رادر جلو آنها بگسترد امّا آنها خود را از اين دامها نجات دادند.

   اين است‌ زندگي وارستگان و آزادگان از اسارت نفس امّاره و به پرواز درآمدگان حريم قضا و مشيّت الهيّه و سرسپردگان به عالم تفويض و تسليم و رضا.

   چقدر اين شعر خوشايندِ استاد بود:

منم كه شهره شهرم به عشق ورزيدن‌  منم كه ديده نيالوده‌ام به بَدْ ديدن‌

به مي‌پرستي از آن نقش خود بر آب زدم‌     كه تا خراب كنم نقش خود پرستيدن‌

وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم‌       كه در شريعت ما كافري است رنجيدن‌

به پير ميكده گفتم كه چيست راه نجات‌         بخواست جام مي و گفت راز پوشيدن‌

   و آنگاه با اين همه مشكلات يك دنيا از عظمت و وقار و آرامش و سكينه در او مشخص بود.

   اينجا است كه خوب زندگاني ائمه معصومين ما: رخ خود را نشان مي‌دهد زيرا امثال استاد عالم و عارف طباطبايي‌ها مي‌توانند بخوبي روشنگر و آيه و نماينده آن ارواح پاك باشند و چون آينه درخشان و صيقلي آن ذوات طهارت‌را حكايت كنند و معرِّف شيوه خاندان رسالَت‌: باشند و اينانند كه آيات و حجج ربانيّه مي‌باشند.[502]

لَقَدْ كَان‌َ فِي قَصَصِهِم‌ْ عِبرَة‌ٌ لاِولِي الاَلبَاب‌ِ.[503]

هشدارهاي امام خميني (ره):

اين تشريفات باعث مي‌شود كه روحانيّت شكست بخورد

مسأله ديگر مسأله تشريفات حوزه‌هاي روحانيّت است كه دارد زياد مي‌شود وقتي تشريفات زياد شد محتوا كنار مي‌رود وقتي ساختمانها و ماشينها و دم‌و دستگاهها زياد شد موجب مي‌شود بنيه فقهي اسلام صدمه ببيند يعني با اين‌بساطها نمي‌شود شيخ مرتضي و صاحب جواهر تحويل جامعه داد اين موجب‌نگراني است و واقعاً نمي‌دانم با اين وضع چه كنم‌!

   اين تشريفات باعث آن مي‌شود كه روحانيّت شكست بخورد زندگي صاحب‌جواهر را با زندگي روحانيّون امروز كه بسنجيم خود مي‌فهميم كه چه‌ضربه‌اي بدست خودمان به خودمان مي‌زنيم‌.[504]

امام خميني‌(ره): صاحب جواهر كاخ نشين نبود و يك منزل محقر داشت‌

زندگي‌ شيخ انصاري‌ را بسيار شنيده‌ايد چه وضعي داشته است اگر نبود آن‌وضع نمي‌توانست آن شاگردان بزرگ را تربيت كند و نمي‌توانست آن‌ كتابهاي ارزنده را تحويل جامعه بدهد.

   صاحب جواهر چنان كتابي نوشته است كه اگر صدها نفر بخواهند بنويسند شايد از عهده بر نيايند و اين يك كاخ نشين‌ نبوده است يك منزل محقّر داشتند و درِ يك اطاقشان به دالاني باز بوده است كه از آن نسيم داغي مي‌وزيده و ايشان مشغول تحرير جواهر بودند از يك آدمي كه علاقه به شكم‌، شهوات‌، مال و منال و جاه و امثال اينها دارد اين كارها بر نمي‌آيد طبع قضيّه اين است‌كه نتواند.

   در كيفيت تحصيل هر چه برويد سراغ تجملات و ـ انشاء الله نمي‌رويد ـ از علومتان كاسته مي‌شود آنهائي كه اين كتابهاي قطور را نوشته و پر ارزش را، زندگي‌شان يك زندگي طلبگي بوده مثل‌ شيخ انصاري‌...

امام خميني (ره): روحانيّون بايد ساده زندگي كنند تا منشأ آثار بزرگ و موجّه باشند

   روحانيون بايد ساده زندگي كنند آن چيزي كه روحانيّت را پيش برده تا حال او حفظ كرده است اين است كه ساده زندگي كرده‌اند آنها كه منشأ آثار بزرگي‌بودند ساده زندگي كرده‌اند آنها كه در بين مردم مُوَجَّه بوده‌اند كه مردم‌حرف آنها را مي‌شنيدند اينها ساده زندگي كرده‌اند.[505]

امام خميني (ره): ارزش انسان به داشتن هياهو و اتومبيل و خانه خوب نيست‌

   هرچه برويد به سراغ اينكه يك قدم برداريد براي اينكه خانه‌تان بهتر باشد از معنويّاتتان به همان مقدار، از ارزشتان به همان مقدار كاسته مي‌شود ارزش انسان به خانه نيست به باغ نيست اگر ارزش انسان به اينها بود انبيا بايد يك همچنين كاري بكنند.

   ارزش انسان به اين نيست كه انسان يك هياهو داشته باشد، يك اتومبيل‌ كذا داشته باشد، يك رفت و آمد زياد داشته باشد، ارزش روحانيّت‌ به آن نيست‌كه يك بساطي داشته باشد.

   مرحوم‌ مدرّس‌ را علماي طراز اول به‌ تهران‌ فرستادند، ايشان يك گاري‌خريده بود و خودش مي‌راند تا به‌ تهران‌ رسيد آنجا هم يك خانه محقّر داشت و من ايشان را ديده بودم و منزل آن مرحوم‌ 1 مي‌رفتم و مكرّر خدمتشان مي‌رسيدم‌.[506]

امام خميني (ره): اگر روحانيّون وضع خود را تغيير بدهند اسلام و جمهوري اسلامي از بين مي‌رود

از اهم‌ّ مسائلي‌ كه بايد تذكر بدهم مسأله‌اي‌ است كه به همه روحانيّت‌ و دست‌اندركاران كشور مربوط مي‌شود و هميشه نگران آن هستم كه مبادا اين‌مردمي كه همه چيزشان را فدا كردند و به اسلام‌

خدمت نموده و به ما منّت‌گذاشتند به واسطه اعمال ما از ما نگران بشوند؛ زيرا آن چيزي كه مردم از ماتوقّع داشته و دارند و بواسطه آن دنبال ما و شما آمده‌اند. كيفيّت زندگي اهل علم‌است‌ اگر خداي نخواسته مردم ببينند كه آقايان وضع خودشان را تغيير  داده‌اند، عمارت درست كرده‌اند و رفت و آمدهايشان مناسب شأن روحانيّت‌نيست و آن چيزي را كه نسبت به روحانيّت‌ در دلشان بوده از دست بدهند از دست دادن آن همان و از بين رفتن اسلام و جمهوري اسلامي همان‌.

امام خميني (ره): بزرگي شما روحانيّون به تشريفات دنيا نيست‌، به اين است كه پيش خدا آبرومند باشيد

البتّه من اين نكته را عرض كنم‌، يك دسته‌اي كه در معرض خطر هستند بايد خودشان را حفظ كنند، ولي همين‌ها هم بايد مواظب باشند كه زائد بر ميزان‌نباشد شما گمان نكنيد كه اگر با چندين اتومبيل بيرون بيائيد وِجْهه‌تان پيش‌مردم بزرگ مي‌شود.

   ما بايد اسلام و جمهوري اسلامي را حفظ كنيم‌ و حفظ آن به اين است كه‌زندگي ما عادي باشد.

   امام جمعه‌اي وقتي در خيابان مي‌آيد خيابان را خلوت كنند و هياهو به راه‌بيندازند اين طور چيزها حيثيّت‌ِشان را در جامعه ساقط مي‌كند.

   بزرگي‌ِ شما آقايان به دنيا نيست‌، بزرگي شما به آخرت است و به اينكه پيش‌ِ خداآبرومند باشيد و اين يك مسأله مهمّي است كه دخالت در حفظ جمهوري اسلامي‌دارد و ما بايد خيلي مواظب باشيم و اهل علم و دولت و دست اندركاران بيشترمواظب باشند چرا كه همه دنبال اين هستند كه نقطه ضعفي از اهل علم پيداكنند و در همه جا مطرح سازند.[507]

   اگر فقيهي در فكر جمع آوري مال دنيا باشد عادل نيست و نمي‌تواند امين‌ رسول اكرم )ص( و مُجري احكام اسلام باشد.[508]

*         *         *

اَلْحَمْدُ للهِ رَب‌ِّ الْعَالَميِن‌َ وَ صَلّي‌َ اللهُ عَلي‌َ سَيِّدِنَامُحَمَّدٍ نَبِيّه‌ِو آلِه‌ِوَسَلَّم‌َ تَسْلَيِماً اَللَّهُم‌َّ لَك‌َ الْحَمْدُعَلي‌َمَا جَري‌َبِه‌ِقَضَائُك‌َ فِي اَوْلِيَائِك‌َالَّذِين‌َاسْتَخْلَصْتَهُم‌ْلِنَفْسِك‌َوَدِيِنِك‌َ اِذِاخْتَرْت‌َ لَهُم‌ْ جَزيِل‌َمَا عِنْدَك‌َ مِن‌َ النَّعيِم‌ِ الْمُقِيم‌ِ الَّذِي لاَ زَوَال‌َلَه‌ُو لااضْمِحْلاَل‌َ بَعْدَ اَن‌ْ شَرَطْت‌َ عَلَيْهِم‌ُ الزُّهْدَ فِي دَرَجَات‌ِهَذِه‌ِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّة‌ِو زُخْرُفِهَا وَ زَبْرِجِهَا

*         *         *

                                                                                 وَ آخِرُ دَعْوانَا اَن‌ِ الْحَمْدُ للهِ رَب‌ِّ العَالَمين‌َ

حوزه علميّه مقدّسه قم ـ حسين نوري همداني‌

  1378.8.10 مطابق با 22 رجب المرجّب 1420



[1]. آيه 50، سوره طه‌.

[2]. آيه 1 - 3، سوره اعلي‌.

[3]. آيه 15، سوره ملك‌.

[4]. اگر مي‌خواهيد به عالم اتم‌ها قدم بگذاريد، و از اسرار اتم‌ها كه واحد ساختماني همه‌موجودات جهان هستند بيشتر آگاه شويد به اين عبارتها توجه كنيد:

                                                اگر كسي بخواهد اتم‌هاي موجود در يك ميلي‌متر مكعب «اكسيژن‌» را دانه دانه‌بشمارد، و در هر دقيقه صد عدد آن را شماره نمايد، اين شمارش پس از 9 قرن پايان‌مي‌يابد.     (اطلاعات عمومي‌، ص 146)

                          بدن يك انسان بالغ از 7 ميليارد ميليارد اتم تشكيل يافته است‌. (مرزهاي‌نجوم‌، ص‌61)

          قطر متوسط اتم يك ده ميليونيم ميليمتر است‌، و در يك قطره آب بيش از جمعيت‌روي زمين اتم وجود دارد، و سرعت الكترون اتم هيدروژن در هر ثانيه 30 هزار كيلومترو در اتم اورانيم سرعت الكترون در هر ثانيه 201164 كيلومتر است‌. فكر كنيد در اين‌ميدان بي‌نهايت كوچك‌، چه قدرتي اينها را به اين ترتيب به حركت در آورده است‌! بعضي‌از اتم‌ها، داراي الكترونهاي متعددي هستند كه هر يك از آنها در مدار مخصوص خودحركت مي‌كنند، و هرگز از مدار خود خارج نمي‌شوند.

[5]. نهج البلاغه‌، خطبه 227.

[6]. آيه 30، سوره بقره‌.

[7]. آيه 70، سوره اسراء.

[8]. آيه 33، سوره ابراهيم‌.

[9]. آيه 12، سوره نحل‌.

[10]. آيه 32، سوره ابراهيم‌.

[11]. آيه 14، سوره نحل‌.

[12]. آيه 32، سوره ابراهيم‌.

[13]. آيه 65، سوره نحل‌.

[14]. آيه 11، سوره نحل‌.

[15]. آيه 22، سوره بقره‌.

[16]. آيه 11، سوره انفال‌.

[17]. آيه 64، سوره غافر.

[18]. آيه 4، سوره التّين‌.

[19]. آيه 29، سوره حجر.

[20]. آيه 13، سوره جاثيه‌.

[21]. مَن‌ّ اشاره به جريان من‌ّ و سلوي است كه از آسمان براي قوم حضرت موسي 7نازل مي‌شد و در قرآن كريم در آيه 57 از سوره بقره ذكر شده است‌.

[22]. «نوا» يعني هسته خرما.

[23]. آيه 17 - 18، سوره زُمَر.

[24]. آيه 10، سوره ملك‌.

[25]. حديث از لحاظ سند صحيح است‌، و سند اين است‌: عَن‌ْ عِدَّة‌ٍ مِن‌ْ أصْحَابِنَا، مِنْهُم‌ْ مُحَمَّدُبن‌ُ يَحْيَي العطَّار، عَن‌ْ أحْمَدَبن‌ِ مُحَمَّد، عَن‌ِ الحَسَن‌ِ بْن‌ِ مَحْبُوب‌، عَن العلاء بن رزِين‌، عَن‌ْمُحَمَّدِبن‌ِ مُسْلِم عَن‌ْ أَبِي جَعْفَر7.

محمّد بن يحيي‌، از اساتيد كليني‌، و از طبقه 8، و از اجلاّء محدّثين است كه 5985 حديث‌نقل كرده است‌.

احمد بن محمد بن عيسي‌، از اعاظم طبقه 7 و 2290 حديث نقل نموده است‌.

و حسين بن محبوب از بزرگان طبقه 6، و راوي 1518 حديث است‌.

و علاء بن رزين از موثّقين طبقه 5، و راوي 392 حديث مي‌باشد.

و محمّد بن مسلم از اكابر و اجّلاي طبقه 4 و راوي 2276 حديث است‌.

و اين طبقه بندي‌، بر اساس طبقه بندي استاد راحل آيت الله العظمي‌، آقاي بروجردي‌، اعلي‌الله مقامه است‌، و آمار مذكور از كتاب المعجم المفهرس‌ آيت الله العظمي‌، آقاي خوئي‌،رضوان الله عليه بدست آمده است‌.

[26]. جلو آمدن‌، و عقب رفتن «عقل‌» در حديث فوق‌، كنايه از مطيع و فرمانبردار بودن‌«عقل‌» در برابر امر و نهي خداوند متعال است‌.

[27]. آيه 24، سوره فاطر.

[28]. نهج البلاغه‌، خطبه اول‌.

[29]. آيه 185، سوره آل عمران‌.