قبل فهرست بعد


راه است و چاه و ديده بينا و آفتاب‌                  تا آدمي نگاه كند پيش پاي خويش‌

چندين چراغ دارد و بيراهه مي‌رود                    بگذار تا بيفتد و بيند سزاي خويش‌

گر هر دو ديده هيچ نبيند باتّفاق‌                    بهتر ز ديده‌اي كه نبيند خطاي خويش‌

يا ـ شناخت بدعت‌ها و جلوگيري از آنها يكي از وظائف علماء است‌

يكي از وظائف مهم عالِم اسلامي جلوگيري از بدعت‌ها و مبارزه با آنها است وبايد بدانيم كه بدعت منحصر به امور اعتقادي نيست و هر پديده‌أي كه با دين و موازين ديني اصطكاك پيدا مي‌كند بدعَت‌ِ ناپسند است و بايد توجه داشت كه‌امروز در قلمرو سياست‌ها و حكومت‌ها و ارتباطاتي كه ميان جوامع اسلامي و مجامع غير اسلامي موجود است مسائل و موضوعاتي بوجود مي‌آيد و چون اكثر اين مجامع

را دشمنان قرآن و اسلام تشكيل مي‌دهد مسائل و جريانهائي را بوجود مي‌آورند كه قدرت فرهنگي و نظامي و سياسي و اقتصادي مسلمانان را تضعيف مي‌كنند، بايد يك عالم اسلامي آگاهي و بيداري و روشن بيني و كياست داشته باشد و از سياستها و رموز كار سياستمداران در سطح جهاني نيز آگاه باشد تا بدعتهائي كه نتيجه آنها بضرر اسلام است را بشناسد و راه نفوذ آنها را نيز بداند تا بتواند روبروي آنها بايستد و راههاي نفوذ آنها را ببندد و جامعه اسلامي را از آنها و عواقب‌آنها نجات بدهد.

   اگر يك عالم فقط به مسائلي كه در سطح حوزه‌هاي علمي و يا در محيط مملكت خود مي‌گذرد توجه كند و از توجه به جهان و اوضاع جهان و نقشه‌هاي مستكبران و شگردهاي استعمارگران غافل باشد و يا در برابر خدعه‌ها و نقشه‌هاي آنها بي‌تفاوت يا خداي نكرده تسليم باشد چگونه‌مي‌تواند امّت اسلامي و كيان اسلام را حفظ كند و اين بدعت‌هاي مخرّب ‌فرهنگي‌، اقتصادي و سياسي را برطرف كند.

حضرت رسول اكرم )ص( فرمودند:

اذَا ظَهَرَت‌ْ البِدَع‌ُ فِي أُمَّتِي فَلْيُظْهِر العَالِم‌ُ عِلْمَه‌ُ فَمَن‌ْ لَم‌ْ يَفْعَل‌ْ فَعَلَيْه‌ِ لَعْنَة‌ُ اللهِ.[398]

«هنگامي كه بدعت‌ها در ميان امت من پديدار شد بر عالم لازم است كه علم خود را در رابطه با شناساندن آن و مبارزه با آن ظهور كند و اگر كوتاهي كرد مشمول لعنت پروردگار است‌.»

   در روايات بسياري كه از اهل‌بيت عصمت‌: رسيده است «كتمان علم‌» يكي‌از گناها كبيره قلمداد شده است‌.

   حضرت پيغمبر )ص( فرمود:

مَن‌ْ كَان‌َ عِنْدَه‌ُ عِلْم‌ٌ فَكَتَمَه‌ُ أَلْجَمَه‌ُ اللهُ يَوْم‌َ القِيَامَة‌ِ بِلُجَام‌ٍ مِن‌ْ نَارٍ.[399]

«عالمي كه علم خود را ظاهر نكند و در برابر منكرات و پديده‌هايي كه با اسلام در تضادّ است سكوت كند خداوند در روز قيامت دهنه‌اي از آتش بر دهان او مي‌زند.»

   حضرت باقر )ع( فرمود:

وَ قَال‌َ عَلِي‌ٌّ )ع(: مَن‌ْ مَشَي الي‌َ صَاحِب‌ِ بِدْعَة‌ٍ فَوَقَّرَه‌ُ فَقَدْ سَعَي‌َ فِي هَدْم‌ِالاِسْلاَم‌ِ.[400]

«كسي كه بطرف شخصي كه بدعتي بوجود آورده ـ حرفي بر خلاف حق زده‌، مطلبي بر خلاف موازين اسلام نوشته و يا كار نو و بي سابقه‌اي كه بر خلاف‌شرع است انجام داده است ـ قدم بردارد و او را مورد توقير و احترام قرار بدهد در خراب كردن بناي اسلام كوشيده و قدم برداشته است‌.»

*         *           *

چهل و يك فصل در شرح زندگي علماي اسلام‌

و بالاخره ما در اين كتاب كه با توفيق خداوند تبارك و تعالي به منظور شرح‌زندگاني علماي بزرگ اسلام كه تربيت شدگان مكتب اهل بيت‌: مي‌باشند به‌رشته تأليف كشيده شده است در چهل و يك فصل بحث مي‌كنيم‌:

     1.       زهد و ساده زيستي علماء

     2.       اخلاص علماء و آثار خلوص نيّت‌

     3.       ارتباط علماء با اهل‌بيت عصمت‌: و موضوع ولايت‌

     4.       رابطه علماء با امام عصر )ع(

     5.       اهتمام علماء به تحصيل علوم اسلامي‌

     6.       نقش اراده و استقامت و زحمت در دستيابي به موفقيّت‌ها

 7.  قدر داني علماء از وقت و عمر خود و تنظيم اوقات و تجلّي نظم و انضباط در زندگي علماء

     8.       جديّت و پُر كاري علماء و موفقيّت آنها

     9.       عاقبت تحمل زحمات و مرارتها در راه علم‌

  10.    عبادات علماء و تهجّد و سحر خيزي و نماز شب آنها

  11.    توجه مخصوص علماء به فقه و فقاهت‌

 12. جهاد علماء و در هم كوبيدن هيمنه استبداد و استعمار و تحمّل زندان و تبعيد

  13.    علماي جهاد گري كه در راه اهداف اسلامي به درجه شهادت نائل گرديدند

  14.    علماء و حكومت‌ها و تأسيس حكومت اسلامي‌

  15.    علمائي كه ذوفنون و جامع بودند

  16.    علمائي كه مُجدِّد مذهب بودند

  17.    علمائي كه قبل از رسيدن به سن‌ّ بلوغ به درجه اجتهاد نائل شدند

 18. علمائي كه در سن سي و چهل سالگي و در سن كهولت شروع به تحصيل كردند وبه درجه والاي اجتهاد رسيدند

  19.    مواعظ و نصايح و وصاياي علماء

  20.    تهذيب نفس و حسن اخلاق علماء با مردم‌

  21.    اهميت ديدن استاد و تأثير روحيّات استاد در شاگرد

 22. صميميت و صفا ميان استاد و شاگرد و تجليل شاگرد از استاد و مراقبت ومهرباني استاد با شاگرد

  23.    تواضع و صفا و صميميّت بين علماء

  24.    اهميّت قلم و علمائي كه در انجام خدمت قلمي جايگاه ويژه‌اي دارند

 25. علمائي كه داراي طبع شعر بودند و در قالب اشعار حكيمانه هنر اسلامي را به‌نمايش گذاشتند

  26.    مناظرات علماء در راه اثبات حقانيت تشيّع و فرهنگ تشيّع‌

  27.    علمائي كه با شدّت فقر و مضيقه اقتصادي درس خواندند

 28. توجّه علماء به تربيت ايتام آل محمد )ص( و همدلي و همراهي با مردم در زندگي‌

  29.    ورع و پرهيزكاري و تعهّد علماء

  30.    كرامت‌هاي علماء

  31.    علماء در برابر حسودان و بدخواهان‌

  32.    لذّت علم در ذائقه علماء

 33. توجّه علماء و عنايت بيشتر آنها به فقرا و ضعفا و طبقات كم درآمد جامعه‌.

  34.    مسافرتهاي علماء براي تحصيل علم و ديدن علماء و اساتيد

  35.    زنان عالمه و فقيهه و جهادگر

  36.    علما و حفظ ميراث فرهنگي اسلام‌

  37.    اهتمام علماء به موضوع عاشورا و عزاداري اهل‌بيت عصمت‌:

  38.    محبوبيّت علماي راستين اسلام و عظمت آنها

  39.    مرجعيّت و مسووليت سنگين و خطير علماء

  40.    علمائي كه حوزه علميه تأسيس كردند

  41.    علمائي كه راه سير و سلوك و عرفان را در پيش گرفتند

زهد و ساده زيستي‌

اكنون با توفيق خداوند متعال بحث خود را از نخستين فصل زندگي علماي‌بزرگ اسلام آغاز مي‌كنيم‌:

   زهد كه يكي از فضائل اخلاقي است و مورد تشويق و ترغيب روايات‌ اهل‌بيت‌: است اين است كه انسان با اينكه طبعاً به چيزي ميل و رغبت دارد بخاطر داشتن فكر و هدف بالاتر از آن چيز صرف نظر كند و در فكر تأمين‌هدف بالاتر باشد.

   يعني انسان در عين اينكه قدرت و امكان آن را دارد كه لباس خوب بپوشد و غذاي لذيذ بخورد و در مسكن عالي بنشيند و بر مركب گران قيمت سوار شود امّا براي اينكه مسووليت خود را بهتر انجام بدهد و با مردم مستمند و دردمند همدردي و همرنگي داشته باشد و خشنودي پروردگار را به اين وسيله جلب كند از همه اينها صرف نظر كند و امكانات خود را در راه رفاه مستمندان و تأمين‌زندگي محتاجان صرف نمايد و خود با زندگي ساده بسازد و از تنعم و تجمل‌و لذّت گرائي پرهيز كند.

   بنابراين زهد كه اين همه مورد تشويق احاديث اسلامي و يكي از فضائل‌مهم انساني است بر دو پايه استوار است‌:

   1- كيفيّت روحي‌، يعني با اينكه به چيزي طبعاً ميل دارد و مورد علاقه قلبي‌اوست و فراهم كردن آن نيز براي او ممكن است ولي براي خاطر تأمين هدف‌بالاتر كه هدف ال‌هي و معنوي است توجّه خود را از آن چيز بر مي‌دارد و به‌جانب آن هدف والا توجّه مي‌كند.

   2- در زندگي عَمَلي خود، ساده زيستي و قناعت را پيشه خود مي‌سازد و ازتنعم و تجمل و لذّت گرائي پرهيز مي‌نمايد.

   تفاوت زهد در اسلام كه مورد تشويق است و رُهْبانيّت كه مذموم است اين‌است كه رُهبانيت‌ يعني بريدن از مردم و رو آوردن به گوشه‌گيري براي خاطر اينكه دنيا و آخرت (از نظر راهب‌) سازگاري ندارند.

   ولي زهد در اسلام اين است كه انسان نه تنها به مسائل اجتماعي و اقتصادي و سياسي كه مسائل زندگي انسانها است پشت نمي‌كند بلكه دخالت در آنها را لازم مي‌داند امّا بواسطه فكر و هدف مهمتر و والاتر از آنچه كه‌مورد رغبت و موجب لذّت اوست چشم مي‌پوشد و براي خود زندگي ساده و بي تكلّف را انتخاب مي‌كند تا اينكه بهتر از عهده مسووليت و تعهد در مسائل‌اجتماعي و سياسي و اقتصادي برآيد.

   و در نتيجه‌، فرق بين زاهد و راهب‌ با اينكه هر دو از تنعّم و لذت گرايي ‌مي‌گريزند اين است كه راهب‌ از تعهد و مسووليّت اجتماعي نيز مي‌گريزد و به‌صومعه‌ و دامن كوه پناه مي‌برد و از مردم مي‌بُرَد ولي‌ زاهد به مردم روي‌مي‌آورد و جامعه و ملاكهاي آن و تعهّد اجتماعي را محترم مي‌شمارد و تجمّل ‌و لذّت گرائي را ترك مي‌كند و خدمت به مردم و انجام مسووليت خود را عبادت مي‌داند.

   زاهد در حقيقت بر خود تنگ مي‌گيرد تا ديگران را براي جلب خشنودي خدا به آسايش برساند؛ زيرا قلب حسّاس و دل درد آشناي او هميشه در فكر دردمندان و محتاجان است و شادماني او در اين است كه خاري را از سر راهي بردارد و دست بر سر يتيمي بكشد و بازوي ناتواني را بگيرد و دل‌ِ دل‌شكسته‌اي را شاد كند.

زهد حضرت فاطمه زهرا )س( و گفتار پيغمبر )ص(: پدرش فداي او باد

حضرت رسول اكرم‌ )ص( وارد خانه دختر عزيزه ‌اش حضرت زهرا)س( شد دستبندي از نقره در دست زهرا )س( و پرده‌اي بر در اطاق زهرا)س( ديد اين‌جريان را ـ با توجّه به وضع جامعه آن روز ـ براي زهرا )س( نپسنديد زهراي‌ مرضيّه  )س( بلافاصله پرده و دستبند را توسط قاصدي خدمت رسول اكرم‌)ص(ارسال داشت كه به مصرف نيازمندان برساند، چهره رسول اكرم‌)ص   ( از اينكه‌او زهد خود را آشكار كرد و ديگران را بر خود مقدم داشت شكفته شد و فرمود:

فِداها اَبُوها.

«پدرش فداي او باد.»

ايثار يكي از نتايج و ثمرات زهد است‌

يكي از ثمرات زهد، ايثار است‌، ايثار يعني ديگران را بر خود مقدم داشتن و خود را براي آسايش ديگران به رنج افكندن‌.

   زاهد از آن جهت ساده و بي تكلّف و در كمال قناعت زندگي مي‌كند و بر خود ننگ مي‌گيرد كه ديگران را به آسايش برساند.

   ايثار از پرشكوهترين مظاهر جمال و جلال انسانيّت است و تنها انسانهاي‌ بسيار بزرگ به اين قلّه شامخ صعود مي‌كنند ما در تاريخ زندگي حضرت‌رسول اكرم‌)ص( و حضرت صدّيقه كبرا (س) و ائمه اطهار: به مواردي از ايثار برخورد مي‌كنيم كه ديدگان روح ما در برابر شكوه معنوي تحسين بر انگيز آن خيره‌ مي‌شود.

ايثار خاندان رسالت و نزول سوره هل اتي‌

قرآن كريم‌ داستان‌ ايثار حضرت امير مومنان  )ع( و خاندان گرامي‌ اش را در آيات‌پر شكوه خود در سوره هل اتي‌ منعكس كرده است‌ علي و زهرا و فرزندانش آنچه در امكان داشتند كه جز چند قرص نان نبود ـ با كمال نيازي كه بدان‌داشتند تنها و تنها به خاطر رضاي حق در سه روز پشت سر هم به مسكين و يتيم و اسير بخشيدند و خود با آب افطار كردند و اين داستان در مَلاَاعلي‌ باز گو شد و آيات قرآن درباره‌اش نازل گشت‌.

   شعار «الجار ثُم‌َّ الدّار» يعني اوّل همسايه بعد از آن خانه رسم جاري اين‌خاندان است و اين صدّيقه كبرا)س( است كه در شب زفاف پيراهن نو را از تن خود مي‌كند و به سائل مي‌دهد و خود همان پيراهن كهنه را بر تن مي‌پوشد.

وَ يُوْثِروُن‌َ عَلي‌َ أَنْفُسِهِم‌ْ وَ لَوْ كَان‌َ بِهِم‌ْ خَصَاصَة‌ٌ

قرآن كريم‌، انصار مدينه‌ را كه در مكتب رسالت درس ايثار را خوانده بودند و برادران مهاجر خود را پذيرائي كردند و آنان را بر خودشان مقدم داشتند چنين توصيف مي‌كند:

وَ يُوْثِروُن‌َ عَلي‌َ أَنْفُسِهِم‌ْ وَ لَوْ كَان‌َ بِهِم‌ْ خَصَاصَة‌ٌ.[401]

   ديگران را بر خود مقدم مي‌دارند هر چند خود فقير و نيازمند مي‌باشند.

   يكي ديگر از ثمرات زهد همدردي و شركت عَمَلي در غم مستمندان و محرومان اجتماع است كه ذكر گرديد.

خير و حكمت و سلامت و حلاوت ايمان همه و همه‌ در سايه زهد است‌

زهد كه در فارسي از آن به ساده زيستي تعبير مي‌كنيم چنانكه گفتيم به اين‌معنا است كه انسان از چيزي كه مورد رغبت و ميل اوست (خانه خوب‌، غذاي‌خوب‌، مركب خوب و...) براي خاطر هدف ال‌هي و معنوي صرف نظر كند و به‌زندگي ساده قناعت نمايد و از تجمّل و لذّت گرائي پرهيز كند و با مستمندان و محرومان در وضع زندگي همدردي و همراهي نمايد، اين معنا مرتبه بالائي از كمال انسان و براي افراد كامل لذت بخش است و داراي فضيلت و آثار زيادي‌است‌.

   حضرت صادق )ع( فرمود:

اذَا أَراَدَ اللهُ بِعَبْدٍ خَيْراً زَهَّدَه‌ُ فِي الدُّنْيَا وَ فَقَّهَه‌ُ فِي الدِّين‌ِ وَ بَصَّرَه‌ُ عُيُوبَهَا وَ مَن‌ْأُتِيهِن‌َّ فَقَدْ أُوتِي‌َ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الا‌خِرَة‌ِ.[402]

«هنگامي كه خداوند اراده كند كه براي بنده‌اي از بندگانش خير و صلاح پيش‌ بياورد به او توفيق زهد عنايت مي‌كند و او را در احكام دين فقيه و بينا مي‌گرداند و عيب‌هاي دنيا را به او مي‌شناساند و كسي كه داراي اين اوصاف‌باشد خير دنيا و آخرت به او داده شده است‌.»

   و نيز آن حضرت فرمودند:

مَن‌ْ زَهَدَ فِي الدُّنْيَا أَثْبَت‌َ اللهُ الحِكْمَة‌َ فِي قَلْبِه‌ِ وَ أَنْطَق‌َ بِهَا لِسَانَه‌ُ وَ بَصّرَه‌ عُيُوب‌َ الدُّنْيَا داءَها وَ دواءَها وَ أَخْرَجَه‌ُ مِن‌َ الدُّنْيَا سَالِماً الي‌َ دارِالسَّلام‌ِ.[403]

   يعني كسي كه در زندگي دنيا زهد را پيشه خود سازد خداوند حكمت و علم‌را در دل او ثابت و برقرار مي‌كند و زبانش را به گفتن كلام حكمت‌آميز گويا مي‌گرداند و او را به شناخت عيب‌هاي دنيا و دردها و دواهاي دنيا بصير مي‌نمايد و او را با وصف سلامت و پاكي از دنيا خارج و به بهشت منتقل‌مي‌كند.

   و نيز حضرتش فرمود:

جُعِل‌َ الخَيْرُ كُلُّه‌ُ فِي بَيْت‌ٍ وَ جُعِل‌َ مِفْتَاحُه الزُّهْدَ فِي الدُّنيا.[404]

«تمام نيكيها در يك خانه قرار داده شده و زهد در دنيا كليد آن خانه است‌.»

   و باز فرمود:

حَرام‌ٌ عَلي‌َ قُلُوبِكُم‌ْ أن‌ْ تَعْرِف‌َ حَلاَوَة‌َ الاِيمان‌ِ حَتّي‌َ تَزْهَدَ فِي الدُّنْيا».[405]

«تا زهد در دنيا در دلهاي شما قرار نگيرد حرام است بر آن دلها كه حلاوت ايمان را بشناسند و بچشند.»

زهد بالاترين زينت انساني است‌

حضرت رسول اكرم‌ )ص( فرمودند:

قَال‌َ اللهُ تَعَالي‌َ لِمُوسي‌َ: يَا مُوسي‌َ انَّه‌ُ لَن‌ْ يَتَزَيَّن‌َ المُتَزَيِّنُون‌َ بِزِينَة‌ٍ أَزْيَن‌َ فِي‌عَيْنِي مِثْل‌ِ الزّهْدِ.[406]

«خداوند به حضرت موسي )ع( فرمودند: زهد زينت بخش‌ترين و كاملترين‌زينت در نزد من است كه هيچكس نتوانسته است خود را به زينتي بهتر از آن‌ بيارايد.»

حضرت امير )ع(: خوشا به حال زاهدان‌

نَوْف‌ِ بكالي‌ كه از اصحاب مخصوص امير مومنان‌ )ع( است مي‌گويد: آن‌حضرت را ديدم كه شبي از رختخواب خود برخاست و به ستارگان نظر انداخت و سپس به من گفت‌: اي نَوْف در خواب هستي يا بيدار مي‌باشي‌؟ گفتم‌: بيدار هستم اي امير مومنان‌! گفت‌:

اي نَوْف «طُوبي‌َ لِلزّاهِدِين‌َ فِي الدُّنْيَا، الرّاغِبِين‌َ فِي الا‌خِرَة‌ِ أُولئِك‌َ قَوْم‌ٌاتَّخَذُوا الاَرْض‌َ بِساطاً وَ تُرابَها فِراشاً وَ ماءها طِيباً وَ القُرآن‌َ شِعاراً وَ الدُّعاءَدِثاراً.[407]

«خوشا بحال زاهد پيشگان در دنيا كه براي رغبت و نيل به مقامات عالي‌آخرت زهد را پيشه خود ساختند و آنان كساني هستند كه زمين را بِساط خود و خاك روي زمين را

رختخواب خويش و آب را شربت گواراي خود و قرآن را شعار خويش و خواندن خدا و ياد خدا را راز راحت بخش دل خود قرار دادند.»

علم بدون تعلّم در سايه زهد است‌

حضرت رسول اكرم )ص( فرمودند:

مَن‌ْ أرادَ أن‌ْ يُوْتِيَه‌ُ اللهُ عِلْماً بِغَيْرِ تَعَلُّم‌ٍ وَ هُدي‌ً بِغَيْرِ هِدايَة‌ٍ فَليَزْهَدْ فِي الدُّنْيَا:[408]

«كسي كه مي‌خواهد خداوند به او ـ بدون احتياج به فراگيري از مردم ـ علم‌بدهد و او را از جانب خود ـ بدون احتياج به هدايت مردم ـ هدايت كند زهد در دنيا را پيشه خود بسازد.»

نتيجه علم بدون زهد دوري از خدا است‌

و نيز آن حضرت فرمود:

مَن‌ِ ازْدادَ فِي العِلْم‌ِ رشْداً فَلَم‌ْ يَزْدَدْ فِي الدُّنْيا زُهداً لَم‌ْ يَزْدَدْ مِن‌َ اللهِ الاَّ بُعْداً.[409]

«كسي كه در علم پيشرفت كند ولي در زهد در دنيا پيشرفت نكند جز دورشدن از درگاه خدا نتيجه‌اي بدست نخواهد آورد.»

با هر عالمي نشست و برخاست نكنيد

حضرت موسي بن جعفر )ع( فرمودند:

لاَ تَجْلِسُوا عِنْدَ كُل‌ِّ عَالِم‌ٍ الاَّ عَالِم‌ٍ يَدْعُوكُم‌ْ مِن‌َ الخَمْس‌ِ الي‌َ الخَمْس‌ِ: مِن‌َالشَّك‌ِّ الَي اليَقِين‌ِ، وَ مِن‌َ الكِبْرِ الي‌َ التَّواضُع‌ِ، وَ مِن‌َ الرِّياءِ اِلي‌َ الاِخْلاص‌ِ وَمِن‌َ العَداوَة‌ِ الي‌َ النَّصِيحَة‌ِ وَ مِن‌َ الرَّغْبَة‌ِ الَي الزُّهْدِ.[410]



قبل فهرست بعد