قبل فهرست بعد


   از اين حديث نقش سازنده و مهم خمس در حفظ و نگهداري و اداره زندگي‌محتاجان‌، و فراهم كردن وسائل رشد و پيشرفت زندگي و تأمين دفاع از حيثيّت و كرامت پيشوايان دين روشن مي‌شود و اينكه نظر آن حضرت اين‌است كه بايد خمس اموال در اختيار حضرتش قرار بگيرد.

از اين تاريخ وظيفه هدايت و اداره امور مسلمين‌ به علماء محوّل مي‌شود

اكنون پس از اينكه مدّت‌ غيبت صغرا كه در آن دوره‌ امام زمان )ع( بواسطه نوّاب‌مخصوص خود كه شرح حال آنها گذشت جامعه مسلمانان را هدايت مي‌كردد ر سال 329 هجري قمري سپري گرديد و دوره غيبت كبرا پديد آمد اين‌ سوالات در رابطه با هدايت مسلمانان پيش مي‌آمد:

1-مردم مسلمان احكام شرعي و معارف اسلامي را از چه كسي بايد فرا بگيرند؟

   2- در حوادث و وقائعي كه روز به روز در زندگي فردي‌، اجتماعي‌، فرهنگي‌، سياسي و اقتصادي مسلمانان پديد مي‌آيد به چه كساني مراجعه‌كنند؟ و چه كساني مي‌توانند سكّاندار كشتي انسانها در درياي پر تلاطم زندگي‌باشند و آن را به ساحل سلامت برسانند؟

   3- حقوق شرعيه و اخماس اموال كه رقم بسيار بزرگي از ثروت و مال را تشكيل مي‌دهد و در تأمين حوائج زندگي مسلمانان و حفظ كيان تشيّع‌ نقش مهمي ـ چنانكه قبلاً شرح داده شد ـ دارد و از عصر امام صادق )ع( با نظر ائمه‌ اطهار: در مصارف خود صرف مي‌شد و در زمان‌ غيبت صغرا بدست نوّاب خاص امام عصر )ع( مي‌رسيد و با نظر و اِشراف آنها مصروف مي‌شد اكنون كه دوره غيبت

صغرا سپري شده است بدست چه كساني بايد برسد؟ و با نظر چه كساني بايد در مصارف خود صرف شود؟

   و نيز اختيار انفال كه منبع اصلي ثروتها است در زمان ائمه اطهار: با آنها است و اكنون كه دسترسي به امام عصر )ع( ممكن نيست اختيار انفال‌ با چه‌كساني است‌؟

   در پاسخ به اين سوالات بايد توجّه داشته باشيم كه طائفه شيعه‌ ترديدي در اين موضوع نداشته و ندارد كه تنها فقهاي بزرگ اسلام كه چون از جهت آشنابودن به علوم اسلامي و از لحاظ تعهّد و تقوا در سطح بالائي قرار دارند شايستگي هدايت و مديريت جامعه اسلامي را دارند و تنها آنها هستند كه‌شايستگي سكّاندار بودن اين كشتي را دارا مي‌باشند چه اينكه حضرت رسول‌اكرم )ص( و اهل بيت‌ِ كرام او: اين تعبيرات را فقط درباره اين علماي بزرگ‌دارند.

   1- علماء حصون اسلام يعني قلعه‌ها و پناهگاه اسلامند.

   2- علماء اُمناي اسلام مي‌باشند.

   3- علماء جانشينان پيغمبران خدا: هستند.

   5- علماء بهترين خلق خدا بعد از ائمه‌: مي‌باشند.

   6- علماء كفيلان يتيمان اهل‌بيت‌: هستند.

   7- مجاري امور مردم ـ چه فرهنگي چه سياسي چه اقتصادي در دست علماء است كه امين حلال و حرام مي‌باشند.

   و بالاخر ه چون تنها علماي بزرگ اسلام در مكتب فضيلت بخش ائمه اطهار: تربيت شده‌اند و در دارا بودن ارزشهاي اسلامي در صف مقدّم قراردارند لذا شايستگي براي مرجع و ملجأ و ملاذ بودن امّت اسلامي را دارند و مخصوصاً در اين مورد، اين نامه كه از حضرت امام عصر )ع( صادر گرديد تكليف مسلمانان را بيش از پيش روشن كرد.

وَ أمَّا الحَوادِث‌ُ الواقِعَة‌ُ فَارْجِعُوا فِيهَا الي‌َ رُواة‌ِ أحَادِيثِنا فَانَّهُم‌ْ حُجَّتِي عَلَيْكُم‌ْوَ أنَا حُجَّة‌ُ اللهِ عَلَيْهِم‌ْ.[378]

   در كليّه حوادث و پيش آمدهايي كه به وقوع مي‌پيوندد به كساني كه‌تخصّص در احاديث ما دارند مراجعه كنيد كه آنها از جانب من حجّت بر شما و من نيز از جانب خدا حجّت بر آنها مي‌باشم (معلوم است كه اين عنوان فقط‌به فقهاي اسلام تطبيق مي‌شود).

   بر اين اساس بود كه شيعيان پس از اينكه از ملاقات و درك فيض حضور ائمه‌: محروم شدند به فقهاي بزرگ اسلام مراجعه كردند و احكام و معارف اسلام را از آنها اخذ نمودند و رشته تقليد آنها را به گردن خود آويختند و با ارشاد و هدايت آنها در كليّه شوون زندگي گام برداشتند.

فقهاي اسلام نيز با وظيفه بسيار خطيري مواجه شدند

علماي اسلام نيز خودشان را با وظيفه بسيار خطيري مواجه ديدند؛ زيرا احاديث اهل بيت‌: ـ كه برخي از آنها مذكور گرديد ـ چنانكه وظيفه مردم را در سوال از علماء و مراجعه به آنها تعيين مي‌كرد تكليف علماء را نيز در پاسخگوئي به سوالات و مراجعات معيّن مي‌كرد.

   همانطور كه تعلّم و آموختن و تربيت پذيري را بر مردم واجب مي‌كرد، تعليم و آموزش و تربيت مردم را نيز بر علماء واجب مي‌ساخت‌.

   و در يك كلام حديث‌:

وَ أَمّا الحَوادِث‌ُ الوَاقِعَة‌ُ فَارْجِعُوا فِيهَا الي‌َ رُواة‌ِ أَحَادِيثِنَا فَاِنَّهُم‌ْ حُجَّتِي عَلَيْكُم‌ْ وَ أَنَاحُجَّة‌ اللهِ عَلَيْهِم‌ْ.

   وظيفه علماء را بسيار سنگين معرفي مي‌كند چه اينكه مفاد حديث اين است‌كه علماء حجّت بر مردم و امام‌ زمان‌)ع( حجّت خدا بر علماء است يعني مردم‌بايد علماء را اسوه و الگوي زندگي خود قرار بدهند و در اين رابطه علماء نيز لازم است حضرت امام‌ عصر  )ع( را اسوه و الگوي زندگي خود قرار دهند.

   بنابراين‌، بر فقهاي اسلام كه جانشينان ائمه اطهار: و نائب امام‌ عصر  )ع(مي‌باشند لازم است كه پا بپاي اهل‌بيت‌: گام بردارند و خود را براي نگهباني‌و نشر اسلام و معارف اهل‌بيت‌: و ارشاد و تعليم مردم مجهز سازند و در معرّفي فرهنگ تشيّع كه همان اسلام ناب است گامهاي موثّري بردارند و نيز بر آنها لازم است كه بر اساس پيروي از مكتب اهل‌ بيت‌: هميشه با استكبار و ستمگران در ستيز باشند.

تشيّع اسلام اصيل است‌

نخستين وظيفه‌اي كه علماي بزرگ اسلام خود را موظّف به اداي آن دانستند، تثبيت اين مطلب بود كه تشيّع همان اسلام اصيل است‌ يعني «اسلامي‌» كه‌حضرت رسول اكرم )ص( از جانب خداوند آورده است چيزي جز تشيّع نيست و اين كه ما مي‌گوييم شيعه جعفري‌ يا مذهب جعفري‌ از باب احترام به امام جعفر صادق )ع( و سپاس و تقدير از مقام والاي آن امام و توجه دادن به اين مطلب‌است كه آن حضرت‌ و پدر بزرگوارش حضرت امام محمّد باقر )ع( بواسطه‌فرصتي كه بدست آوردند توانستند

تعاليم اسلام را به مردم بياموزند و معارف اسلامي را كه از حضرت رسول اكرم )ص( به‌ حضرت امير مومنان علي‌)ع(و از آن حضرت به حضرت امام حسن‌ و از او به‌ حضرت امام حسين و از او به‌حضرت امام علي بن الحسين زين العابدين‌ و از آن حضرت به امام محمّد باقر )ع( و از او به امام صادق : رسيده بود در ميان جوامع منتشر كنند كه امام صادق‌)ع( شخصاً مي‌گفت‌:

حَدِيثِي حَدِيث‌ُ أَبِي‌، وَ حَدِيث‌ُ أَبِي حَدِيث‌ُ جَدِّي‌، وَ حَدِيث‌ُ جَدِّي حَدِيث‌ُالحُسَيْن‌ِ، وَ حَدِيث‌ُ الحُسَيْن‌ِ حَدِيث‌ُ الحَسَن‌ِ، وَ حَدِيث‌ُ الحَسَن‌ِ حَدِيث‌ُأَمِيرالمُوْمِنِين‌َ، وَ حَدِيث‌ُ أَمِيرِالمُوْمِنِين‌َ حَدِيث‌ُ رَسُول‌ِ اللهِ وَ حَدِيث‌ُ رَسُول‌ِاللهِ قَوْل‌ُ اللهِ عَزَّوَجَل‌َّ.[379]

«حديث من حديث پدرم و حديث پدرم حديث جدّم و حديث جدّم‌ حديث حسين است‌، و حديث حسين‌ حديث حسن‌ و حديث حسن‌ حديث امير مومنان‌ و حديث امير مومنان‌ حديث رسول الله است و حديث رسول الله)ص(، گفتار خداوند عزيز و جليل است‌.»

   بنابراين معناي اين شهرت و نامگذاري مذهب جعفري اين است كه گفته شد، وگرنه مذهب تشيّع‌ چه به صورت فقهي و چه به صورت كلامي آن مانند مذاهب حنفي‌ و شافعي و مالكي‌ و حنبلي كه مذاهب اهل تسنّن‌ مي‌باشند نيست‌؛ چه اينكه اين مذاهب پديده سده سوم و چهارم هجري است كه بوسيله ابو حنيفه‌ و شافعي‌ و مالك‌ و احمد بن حنبل بوجود آمده‌اند ولي تشيّع‌ همان‌اسلامي است كه حضرت رسول اكرم‌)ص( آن را آورده است‌.

هويّت تشيّع‌

شيعه در اصول خود نه كاري به ابوالحسن اشعري دارد و نه به عمرو بن عُبيد معتزلي‌ و نه در فروع كاري به مذاهب اربعه كه ذكر گرديد دارد، تشيّع‌ به همان‌شرحي كه ذكر شد مأخوذ از حضرت رسول اكرم )ص( است‌[380] و مذاهب اربعه كه در قرن سوم و چهارم بوجود آمدند با تشيّع‌ ارتباط ندارند و مذهب شيعه‌هيچگاه زير تأثير قدرتها و كشمكشهاي سياسي شكل نيافته است‌؛ چون‌اساس تشيّع‌ اين است كه پيامبر اسلام )ص( بزرگتر و عاقل‌تر از اين بود كه‌سرنوشت مسلمانان را پس از خود بدست هرج و مرج بسپارد و بگذرد و براي‌خود جانشين و براي امّت سرپرست معيّن نكند.

   شيعه مي‌گويد:

كساني كه هنوز جنازه‌ پيغمبر )ص( بر زمين بود و تنها علي بن‌ ابيطالب  )ع( مشغول غسل و كفن و دفن او بود جسد مبارك او را رها كرده و هيچگونه احترامي براي او كه آنان را از تاريكي هاي‌ جهل به نور علم هدايت كرده بود قائل نشدند و منتظر دفن او نيز نگرديدند و در سقيفه بني ساعده جمع شدند و بر سر حكومت‌اسلامي به نزاع برخاستند و در آنجا ميان مهاجر و انصار سخت‌اختلاف رخ داد و كار به مشاجره كشيد، مقداد بن اسود كندي‌صحابي معروف را به هنگام دفاع از حق كتك زدند و سينه‌اش را شكستند و در رابطه با همين جريان سعد بن عباده انصاري‌صحابي جليل و رئيس قبيله خزرج را كشتند و

گفتند: شب هنگام ‌جنّيان او را كشته‌اند و بالاخره با دسيسه چيني و شتاب‌، كار را براي ابوبكر تمام كردند، همه اينها اشتباه و خطا و انحراف از حقيقت است و عمر، خود گفت كه اين فلته است‌ يعني كار حساب‌نشده و لغزش بود ولي حق و حقيقت معلوم است و پيغمبري‌ كهمَا يَنْطِق‌ُ عَن‌ِ الهَوي‌َ ان‌ْ هُوَ الاَّ وَحْي‌ٌ يُوحي است به خلافت حضرت علي‌بن ابي طالب )ع( بارها تصريح كرد و مورد تأكيد قرار داد امّا قدرتهاي سياسي در تقويت اين راه خطا و اشتباه كه مقاصد آنها را بهتر تأمين مي‌كرد كوششهاي فراواني بجا آوردند و اسلام‌ناب را از مجراي اصلي خود منحرف كردند.

   و بالاخره اين خطا و اشتباه باعث گرديد كه فقه‌ بر دو گونه شود، اصول‌ وكلام‌ و تفسير و حديث‌ بر دو گونه شود، و مسائل بسياري بر اساس تشيّع‌ و تسنّن در عالم اسلام بوجود بيايد، و انديشه‌ها و تفكرات گوناگون در محيط‌اسلامي در دو شاخه سنّت‌ و تشيّع رنگ بپذيرد، و اختلافهاي گوناگون ديگر نيز دامنگير جامعه اسلامي شود.

   با توجّه به آنچه ذكر گرديد علماي بزرگ شيعه‌ كه در عصر غيبت امام‌زمان‌)ع(  متصدي هدايت امت اسلامي بودند خود را موظّف به انجام اين اعمال‌ديدند كه ذكر مي‌شود:

الف‌- تأسيس حوزه‌هاي علمي‌

تأسيس حوزه‌هاي علمي‌اي كه دنباله حوزه علمي چهار هزار نفري امام‌صادق‌)ع( باشد تا در آن حوزه‌ها در طي قرون و اعصار رجال علم و تحقيق در فنون و علوم مختلف تربيت شوند و چراغ هدايت هميشه روشن و پرچم تشيّع‌با برداشتن گامهاي مثبت و موثّر در راه علوم پويا و سيراب كننده عقول و افكار كه از مكتب اهل بيت‌: الهام مي‌گيرد همواره در اهتزاز باشد و تأسيس‌حوزه علميّه قم‌ و ري‌ بوسيله شيخ صدوق‌ و حوزه علميّه بغداد بوسيله شيخ مفيد و حوزه علميّه نجف‌ بوسيله شيخ طوسي‌ و حوزه علميّه حلّه بوسيله ابن ادريس و حوزه لبنان‌ و بعلبك‌ بوسيله شهيد اول و ثاني‌ و حوزه كربلا بوسيله وحيد بهبهاني‌و حوزه علميّه اصفهان‌ بوسيله محقق ثاني‌ و حوزه علميّه قم‌

بوسيله ملا محسن‌فيض كاشاني‌ و محقق بزرگوار حاج شيخ عبدالكريم حائري‌ و تأسيس آن در جاي جاي مناطق شيعه از نمونه‌هاي روشن اين موضوع است و اين شجره ‌طيّبه كه أصْلُهَا ثَابِت‌ٌ وَ فَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ تُوْتِي اُكُلَهَا كُل‌َّ حِين‌ٍ بِاذْن‌ِ رَبِّها همچنان با رور و نيرومند تا روز ظهور حضرت ولي عصر)ع( باقي خواهدماند تا آن باغبان‌ اصلي رونق بيشتري به اين باغستان بدهد:

       اللَّهُم‌َّ عَجِّل‌ْ فَرَجَه‌ُ وَ سَهِّل‌ْ مَخْرَجَه‌ُ وَ اجْعَلْنَا مِن‌ْ أَعْوانِه‌ِ وَ أَنْصَارِه‌ِ.

ب‌- تدوين و تأليف و تحقيق و ابتكار

علماي شيعه قبل از اينكه علماي اهل تسنن‌ در فقه‌ و اصول‌ و حديث‌ و تفسير و رجال‌ و درايه‌ دست به تدوين و تأليف بزنند مبتكر اين علوم گرديدند و اين‌علوم را در حوزه‌هاي علمي خود مورد بررسي و تحقيق قرار دادند و كتابهائي را در اين زمينه به رشته تأليف در آوردند كه شرح آن در كتاب‌ارزشمند تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام تأليف محقّق بزرگوار سيد حسن صدر براي نمونه ذكر گرديده است‌.

   و تأليف و تحقيق در حوزه‌هاي علمي شيعه‌ همچنان برقرار است و يكي از گامهاي مهم در اين راه تأليف كتابهائي است در فقه مقارن‌ مانند خلاف شيخ‌طوسي و معتبر محقق‌ و تذكره‌ و منتهاي علاّمه حلي‌ كه مزيّت فقه شيعه را كه‌ مأخوذ از مكتب اهل بيت‌: است ثابت مي‌كند.

   و بالاخره علماي بزرگ شيعه توانستند در رشته‌هاي مختلف‌، مخصوصا ًفقه و حديث كتابهاي بسياري را تأليف كنند و با خدمت قلمي خود كتابخانه‌ها و محيط اسلام را با فرهنگ غني و محققانه خود پر رونق و سرشار از علم و تحقيق بگردانند، براي توضيح مطلب به كتاب ارزشمند الذّريعة الي تصانيف‌ الشّيعه مراجعه كنيد تا ببينيد كه علماي شيعه چگونه غناي فرهنگي تشيّع را به‌نمايش گذاشته‌اند.

ج‌- گفتگو و مناظره‌

همانطور كه ائمه اطهار: شاگرداني مانند هشام بن حكَم‌ ها و مومن طاق‌ها تربيت كرده بودند تا در راه اثبات حقانيّت تشيّع‌ و فرهنگ تشيّع‌ كه همان اسلام‌اصيل است مجهّز باشند علماي شيعه نيز لازم دانستند كه در حوزه‌هاي علمي‌افرادي را براي مناظره تربيت كنند و در اين رابطه مجامعي ترتيب بدهند و كتابهائي در مناظره و آداب مناظره برشته تأليف در بياورند كه شيخ مفيد و سيد مرتضي‌ و شيخ طوسي‌ بر اساس مترقي‌ترين مكتب كلامي كتابهائي‌نوشتند و در مجامع علمي مباحثاتي انجام دادند و اين كار پرارزش همچنان‌در حوزه‌هاي علمي شيعه‌ ادامه پيدا كرد و كتب‌ عبقات الانوار، و الغدير، و

المراجعات‌، و معالم المدرستين در اين رابطه بوجود آمده‌اند و مناظره‌ شيخ صدوق‌ در بغداد در مجلس فخر الدوله ديلمي‌ و مناظره‌ علاّمه حلي در مجلس‌سلطان خدابنده از نمونه‌هاي روشن اين موضوع است‌.

د- مرزباني فرهنگ جهاد و شهادت‌

از آنجا كه جهاد و مبارزه با ستمگران و غاصبان حقوق در فرهنگ اهل بيت‌عصمت‌: جايگاه بلندي دارد و آن مجاهدان راه خدا و بيدار گران توده‌ها هريك در عصر خود به نحوي كه مي‌توانستند و مصلحت عصر و زمانشان‌اقتضا مي‌كرد هرگز خاموش نمي‌نشستند و با خروش خود بيداري و حركت مي‌آفريدند و به استقبال شهادت مي‌رفتند، علماء شيعه نيز يكي از وظائف‌خود را حفظ كيان تشيّع‌ در برابر جبهه مستبدّان و جبّاران تشخيص دادند و در اين راه طاقت فرسا و مشكل آفرين گامهائي برداشتند.

   آنها كه جانشان از حماسه و خروش لبريز بود با تحمل شكنجه‌شكنجه‌گران و تحمل رنجهاي تبعيد و زندان با در دست داشتن پرچم «انَّماالحَياة‌ُ عَقِيدَة‌ٌ وَ جِهَادٌ» اين راه پر افتخار را پيمودند و در بسياري از اوقات با سركشيدن كاسه زهر قتّال و نشستن زير شمشير جلاّد و رفتن بالاي چوبه دار و بالاخره با دادن خون و جان از شهادت در راه خدا استقبال و با حسن انتخابي‌كه داشتند «ان‌َّ أَكْرَم‌َ المَوْت‌ِ القَتْل‌ُ[381]» را انتخاب كردند و چهره اسلام ناب‌ را رنگين‌ساختند و حتي در مواردي اجساد پاك آنها را ستمگران و كج روان تاريخ بعد از كشتن به اعماق دريا افكندند و يا طعمه آتش ساختند و خاكسترشان را بر باد دادند و با ينوسيله افتخارآميز است كه چهره تشيّع كه همان چهره مكتب‌اهل بيت‌: و مصداق حديث ثقلين است روز بروز درخشنده‌تر از پيش‌درخشش و جذّابيت دارد و بالاخره همه قلّه‌هاي جهان را فتح خواهد كرد و صبح دولتش همه عالم را روشن خواهد نمود.

باش تا صبح دولتش بدمد                كاين هنوز از نتائج سحر است‌

هـ حضور اجتماعي‌

حضور اجتماعي‌ به معناي حضور داشتن شخص در ميان مردم در همه مراحل زندگي است‌. و اين موضوع در زندگي اجتماعي بشر داراي اهميّت زيادي‌است‌، فرض كنيد انسان در محلّه‌أي‌ زندگي مي‌كند و در اين‌ محلّه سَيل راه افتاده‌و بطرف خانه‌ها سرازير است‌، همه مردم آن محلّه دست بكاري مي‌زنند تا جلو آن سيل‌ را بگيرند، اگر كسي در آن محلّه در چنين موقعي ـ يا از جهت بيخبر ماندن از جريان‌ سيل‌،

يا بواسطه تنبلي و سهل انگاري يا هر علت ديگر ـ با مردم همدردي و همكاري نكند و دستي در ميان دستها نباشد و كمكي به تلاشهاي همسايگان يا هموطنان خود نكند، حضور اجتماعي‌ ندارد.

   يا فرض كنيد اهل محلّه‌اي مي‌خواهند بيمارستاني بسازند، مدرسه‌اي تأسيس‌كنند كه هر كسي به اندازه قدرت خود تشريك مساعي مي‌كند، اگر يك نفر به‌مشكلات اهل اين محله بي اعتنا باشد و به اندازه توان و امكان خود همراهي و همدردي نكند حضور اجتماعي ندارد.

   همانطور كه در كلاس درس ممكن است عدّه‌اي حاضر باشند و برخي‌غائب‌، در كلاس اجتماع و وظائف اجتماعي نيز چنين است و انسان متعهّد كسي است كه در اجتماع مسلمانان در هر نقطه‌اي كه هست‌، شهر يا روستا، مملكت خود يا غير مملكت خود، در محلّه خود يا غير محلّه خود[382] حضورداشته و با مردم همدلي و همراهي داشته باشد.

   از نظر اسلام حضور اجتماعي يك وظيفه است كه حضرت رسول اكرم‌)ص  فرمودند:

مَن‌ْ اصْبَح‌َ لايَهْتَّم‌ُ بِأمُور المُسْلِمِين‌َ فَلَيْس‌َ مِنْهُم‌.[383]

   و حضرت صادق )ع( فرمودند

: مَن‌ْ لَم‌ْ يَهْتَّم‌َ بِأُمُور المُسْلِمِين‌َ فَلَيْس‌َ بِمُسْلِم‌ٍ.[384]

«كسي كه به كارهاي مسلمانان اهميت ندهد و در برابر جريانهاي كارهاي‌مردم بي تفاوت باشد مسلمان نيست‌.»

رمز فضيلت و برتري عالم بر عابد

در روايات‌ اهل بيت عصمت‌: كه تفاوت زيادي ميان عالم و عابد گذاشته شده‌و فضيلت و برتري عالم نسبت به عابد با تعبيرات مختلفي ذكر شده است از همين نقطه سرچشمه مي‌گيرد كه عالم تعهّد اجتماعي بيشتري دارد و مي‌تواند خدمت بيشتري انجام بدهد ولي عابد اين چنين نيست و نمي‌تواند باشد.

   حضرت رسول اكرم )ص( فرمود:

وَ فَضْل‌ُ العَالِم‌ِ عَلَي العَابِدِ كَفَضْل‌ِ القَمَرِ عَلي‌َ سَائِرِ النُّجُوم‌ِ لَيْلَة‌َ البَدْرِ.[385]

«فضيلت عالم بر عابد مانند فضيلت و برتري ماه شب چهارده بر ستارگان‌آسمان است‌.»

   حضرت باقر )ع( فرمودند:



قبل فهرست بعد