قبل فهرست بعد


   از اين تاريخ ائمّه اطهار: تعدادي از علماء كه از جهت علم و تقوا و تعهّد و تدبير شايستگي مخصوصي داشتند را براي اداره حوزه تشيّع‌ انتخاب نمودند و در نتيجه آنها ميان ائمّه‌: و مردم مسلمان واسطه بودند نامه‌ها و خواسته‌هاي مردم را به محضر ائمّه‌: مي‌رساندند و جوابها را دريافت‌كرده به مردم تقديم مي‌كردند و حوزه تشيّع‌ را در برابر حوادثي كه هر روز به‌شكل خاصّي پديد مي‌آمد حفظ مي‌كردند و با كمال اقتدار و عزّت كيان تشيّع‌را نگاه مي‌داشتند و وجوه شرعيّه را نيز از مردم مسلمان كه از بلاد دور و نزديك نقل مي‌شد دريافت مي‌كردند و با نظر ائمّه‌: در موارد مقررّه خود براي تقويت بنيه اقتصادي حوزه تشيّع صرف مي‌نمودند تا اينكه در اواخر عصر حضرت‌ عسكري )ع( سختگيري‌ها شدّت بيشتري پيدا كرد و امام عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء از انظار غائب شد و دوران غيبت صغري‌ كه تقريباً70 سال طول كشيد پيش آمد در اين دوره چهار نفر از علماي بزرگ اسلام كه‌در فقه و تفسير و حديث و سائر علوم اسلامي و در تدبير و مديريّت مقام‌ بسيار شامخي داشتند از طرف حضرت امام زمان‌ عجل الله تعالي فرجه الشريف‌ بعنوان نيابت از آن حضرت حفظ و

اداره حوزه تشيع را كه آن روز وسعت‌زيادي پيدا كرده شهرهاي بلخ‌، بخارا، مصر، عراق‌، حجاز، نيشابور، قم‌، ري‌، كرمانشاه و... را زير چتر خود گرفته بود را بعهده گرفتند.

   و بايد توجه كنيم كه اين چهار عالم رباني و بزرگوار از لحاظ شايستگي و فقاهت و تقوا و تعهد در حدّ بسيار بالائي بودند چه اينكه در آن زمان شهرهاي‌تشيّع به نور ستارگاني مانند شيخ كليني‌ها و علي بن بابويه‌ ها روشن بود با اين وصف انتخاب اين چهار نفر، براي نيابت دليل بزرگي براي شايستگي آنها است‌.

   اينك به شرح كار و زندگي آنها توجه بفرمائيد:

عثمان بن سعيد نائب اول حضرت صاحب الزّمان )ع(

كنيه عثمان بن سعيد، ابو عَمْر و و لقب او سمّان يعني روغن فروش است‌.

   اين شخصيّت عالي مقام در سن‌ّ 11 سالگي به خدمت حضرت هادي   )ع( رسيد و از همان سن‌ّ نوجواني از اعماق دل عاشق و دلداده ولايت اهل‌بيت عصمت‌:گرديد و از آن تاريخ خدمتگزاري آن حضرت را بعهده گرفت و نائب آن حضرت شد و پس از ارتحال حضرت هادي    )ع( خدمتگزاري حضرت امام حسن‌عسكري‌)ع( را نيز بعهده گرفت و بعد از درگذشت حضرت عسكري )ع( تا پايان‌ عمر خود نيابت حضرت صاحب الزّمان )ع( را داشت‌، بنابراين او در حقيقت به‌افتخار نيابت و وكالت از سه امام معصوم نائل گرديده است‌.[341]

   او از اين جهت شغل خود را روغن فروشي قرار داده و به سمّان معروف‌شده بود كه به وكالت از طرف ائمه‌: شناخته نشود؛ زيرا از زمان متوكّل‌ عبّاسي‌ كه حضرت هادي‌ و حضرت عسكري‌8 را از مدينه‌ به سامرّاء آورد و تحت نظر قرار داد تقيّه بسيار شديد بود و دستگاه خلافت بني عباس‌ سعي‌مي‌كرد كه ارتباط ائمه‌: را با شيعيان قطع كند و شيعيان چون نمي‌توانستند به محضر امام‌ برسند خمس اموال خود را به عثمان بن سعيد مي‌دادند تا به‌محضر امام‌ برساند و او براي اينكه تقيّه را مراعات كرده باشد آن اموال را در داخل خيك‌هاي روغن جا مي‌داد و به محضر حضرت هادي‌ و حضرت عسكري‌ و حضرت صاحب الزّمان : مي‌رسانيد[342] و با نظر امامان‌: آن را در مصارفي‌ كه دستور مي‌دادند صرف مي‌كرد.

جلالت و عظمت عثمان بن سعيد نائب اول امام عصر )ع(

در جلالت و عظمت عثمان بن سعيد روايات بسياري از ائمه اطهار: رسيده‌است احمد بن اسحاق‌ كه از أجلاّي راويان احاديث اهل‌بيت‌: است مي‌گويد:

   به‌ حضرت هادي )ع( گفتم‌: اي سرور من‌، من توفيق درك محضر شما را هميشه ندارم به گفتار چه كسي عمل كنم و فرمان چه كسي را مورد اطاعت‌قرار بدهم‌؟ حضرتش در پاسخ فرمود: ابو عمر و (منظور عثمان بن سعيد است‌)مورد وثوق و امين است‌، هرچه او به شما بگويد، من گفته‌ام‌، و هر چه كه از طرف من بگويد، راست گفته و از طرف من گفته است‌، و چون حضرت امام‌هادي )ع( ارتحال نمود به محضر حضرت عسكري )ع( نيز همان مطلب را كه به‌پدر او گفته بودم گفتم‌، او هم در جواب‌ِ من فرمود: اين ابو عمرو مورد وثوق و امين است هم در حال حيات من و هم بعد از درگذشت من‌، هر چه بگويد، من‌گفته‌ام و هر چه از طرف من بگويد راست گفته و از طرف من گفته است‌[343] و نيز از احمد بن اسحاق نقل شده است كه گفت‌: به حضرت عسكري )ع( گفتم‌: از چه كسي حديث اخذ كنم و گفتار چه كسي را قبول كنم‌؟ در پاسخ فرمود: عثمان بن‌سعيد و فرزندش محمّد بن عثمان‌ مورد وثوق مي‌باشند و هر چه بگويند از طرف‌من گفته‌اند، حرف آنها را گوش كن و آنها را اطاعت كن كه آنها مورد وثوق و امين مي‌باشند.[344]

   راويان احاديث اين گفتار را كه هر چه او بگويد من گفته‌ام و هر چه را كه از طرف من گفته باشد از طرف من گفته است‌ كه از دو امام معصوم 8 صادر شده‌است دليل روشن و بزرگي براي عظمت و جلالت عثمان بن سعيد مي‌دانند و او اين شايستگي را داشت كه عهده دار غسل دادن و كفن كردن و دفن نمودن‌حضرت عسكري )ع( گرديد.[345]

حضرت عسكري )ع(: هر كس بميرد و فرزند من و حجّت بعد از من را نشناسد مرگ‌ِ او مرگ‌ِ زمان جاهليّت است‌

شيخ بزرگوار طوسي‌ در كتاب غيبت‌ مي‌گويد:

   جماعتي از اهل يمن خمس اموال خود را آورده بودند تا به محضر امام‌حسن عسكري )ع( تقديم كنند و در آن حال عثمان بن سعيد نيز در محضر امام‌عسكري )ع( بود حضرتش در حضور آن جماعت به عثمان بن سعيد فرمودند:

«اي عثمان تو وكيل و مورد وثوق و امين من مي‌باشي‌، اين اموال را ازاهل يمن كه از شيعيان ما مي‌باشند تحويل بگير!»

   عثمان بن سعيد اطاعت كرد و آن اموال را تحويل گرفت‌.

   از آن پس‌، از حضرت عسكري )ع( سوال شد يا بن رسول الله! حجّت و امام بعد از تو كيست‌؟ حضرتش فرمودند:

ابْنِي مُحَمَّدٌ هُوَ الاِمام‌ُ وَ الحُجَّة‌ُ بَعْدِي‌، مَن‌ْ مَات‌َ وَ لَم‌ْ يَعْرِفْه‌ُ مَات‌َ مِيتَة‌َجَاهِليَّة‌ٍ، أَمَا ان‌َّ لَه‌ُ غَيْبَة‌ً يَحَارُفِيهَا الجَاهِلُون‌َ وَ يَهْلِك‌ُ فِيها المُبْطِلُون‌َ وَيَكْذِب‌ُ فيها الوَقّاتُون‌َ ثُم‌َّ يَخْرُج‌ُ فَكَأنِّي أَنْظُرُ الي الاَعْلاَم‌ِ البِيض‌ِ تَخْفُق‌ُ فَوْق‌َرَأسِه‌ِ بِنَجَف‌ِ الكُوفَة‌ِ.[346]

«فرزند من محمّد امام و حجّت است بعد از من‌، كسي كه معرفت در حق او نداشته باشد مرگ او مرگ زمان جاهليّت است‌، آگاه باشيد براي او غيبتي‌است كه در زمان غيبت او افراد جاهل حيران و سرگردان مي‌شوند و اشخاصي كه راه باطل مي‌روند به هلاكت مي‌رسند و كساني كه وقتي براي‌ظهور او معيّن مي‌كنند دروغ مي‌گويند او پس از سپري شدن زمان غيبت‌ظهور مي‌كند، من مثل اينكه پرچمهاي سفيدي را كه در بالاي سر او در نجف‌ِ كوفه در حركت و اهتزاز است مي‌بينم‌.»

    آن جماعت به حضرت عسكري )ع( گفتند:

«اي سرور ما، ما مي‌دانستيم كه عثمان بن سعيد از اخيار شيعيان‌شما است ولي از اين عباراتي كه نسبت به ايشان فرموديد براي‌ما روشن شد كه او وكيل و مورد وثوق شما است‌.»

   حضرت عسكري‌)ع( فرمودند:

«شما گواه باشيد بر اينكه عثمان بن سعيد وكيل من است و پسر اومحمّد وكيل فرزند من مهدي‌ّ است‌.»

محمّد بن عثمان نائب دوم حضرت صاحب الزّمان )ع(

نائب دوّم حضرت صاحب الزّمان )ع( ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعيد است‌.

   شيخ طوسي‌ مي‌گويد:

«شيعيان همه مي‌دانستند كه بعد از درگذشت عثمان بن سعيد كه ساليان دراز عهده‌دار نيابت‌، از طرف حضرت هادي‌ و حضرت عسكري‌ (ع) بود و بعد از آنها نيز تا پايان عمرش نائب امام عصر)ع( بود فرزندش‌ محمد بن عثمان‌ عهده دار نيابت از حضرت صاحب‌الزّمان )ع( خواهد بود و در وثاقت و عدالت و امانت او ترديدي‌نداشتند؛ چه اينكه حضرت عسكري )ع( به وثاقت عثمان بن سعيد و فرزندش‌ محمد تصريح كرده بود و بعد از شهادت حضرت‌عسكري )ع( حضرت صاحب الزّمان )ع( وثاقت محمد بن عثمان بن‌سعيد را مورد تأكيد قرار داد.»[347]

   بر اين اساس نامه‌هائي كه از طرف حضرت صاحب الزّمان )ع( براي اشخاص‌صادر مي‌شد به همان ترتيبي كه در حال حيات عثمان بن سعيد بدست او مي‌رسيد بعد از درگذشت او بدست فرزندش محمّد مي‌رسيد و او به صاحبان‌آنها مي‌رسانيد.[348]

   عبدالله بن جعفر حميري‌ كه از علماي بزرگ و ساكن قم‌ بوده است مي‌گويد:

«بعد از درگذشت عثمان بن سعيد نامه‌هائي از طرف حضرت صاحب الزّمان‌ )ع( مي‌رسيد كه محمّد بن عثمان‌ جانشين پدرش‌مي‌باشد.»[349]

نامه تسليت حضرت صاحب الزّمان )ع( به محمّد بن عثمان‌ و اظهار مسرّت از اينكه او جاي پدر خود را گرفته است‌

شيخ طوسي‌ از عبدالله بن جعفر روايت مي‌كند: هنگامي كه عثمان بن سعيد درگذشت از طرف حضرت صاحب الامر )ع( نامه‌اي به اين مضمون كه مشتمل بر تعزيت و تسليت بود به فرزندش محمد بن عثمان‌ صادر گرديد.

أجْزَل‌َ اللهُ لَك‌َ الثَّواب‌َ وَ أَحْسَن‌َ لَك‌َ العَزاءَ رُزِيت‌َ وَ رُزِينَا وَ أَوْحَشَك‌َ فِراقُه‌ُوَ أَوْحَشَنَا، فَسَرَّه‌ُ اللهُ فِي مُنْقَلَبِه‌ِ كَان‌َ مِن‌ْ كَمَال‌ِ سَعَادَتِه‌ِ أَن‌ْ رَزَقَه‌ُ اللهُ تَعَالي‌َ وَلَداً مِثْلَك‌َ يَخْلُفُه‌ُ مِن‌ْ بَعْدِه‌ِ وَ يَقُوم‌ُ مَقَامَه‌ُ بِأَمْرِه‌ِ وَ يَتَرَحَّم‌ُ عَلَيْه‌ِ وَ أَقُول‌ُ: الحَمْدُللهِ فَان‌َّ الاَنْفُس‌َ طَيِّبَة‌ٌ بِمَكَانِك‌َ وَ مَا جَعَلَه‌ُ اللهُ عَزَّوَجَل‌َّ فِيك‌َ وَ عِنْدَك‌َ، وَأَعانَك‌َ اللهُ وَ قَوّاك‌َ وَ عَضدَك‌َ وَ وَفَّقَك‌َ وَ كان‌َ لَك‌َ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ راعِياً وَكافِياً[350]

«خداوند به تو پاداش و صبر عنايت بفرمايد، در گذشت پدر تو مصيبتي است‌هم براي تو و هم براي ما، همانطور كه فراق او تو را ناراحت كرد ما را نيز ناراحت كرد، خداوند متعال او را بواسطه جا دادن در مقر رحمت خود مسرور گرداند و از كمال سعادت او آن است كه فرزندي مانند تو كه جانشين و قائم‌ مقام او مي‌گردد و او را دعا مي‌كند دارد، و من خدا را حمد مي‌كنم و از جهت‌اينكه تو جاي پدر خود را مي‌گيري خوشحالم‌، خداوند در وجود تو شايستگي قرار داده و به تو كمك كرده و توفيق عنايت فرموده است‌، خداوند ولي و حافظ تو باشد.»

   علاّمه مجلسي‌ در بحار الانوار از عبدالله بن جعفر حِميري‌ نقل مي‌كند كه‌: پس از درگذشت عثمان بن سعيد نامه‌اي در تسليت به فرزندش محمّد بن عثمان‌ به اين‌مضمون از طرف حضرت صاحب الزّمان )ع( صادر گرديد.

اِنَّا للهِ وَ اِنّا اِلَيْه‌ِ راجعُون‌َ تَسْلِيماً لاِمْرِه‌ِ وَ رِضَي‌ً بِقَضَائِه‌ِ، عَاش‌َ أَبُوك‌َ سَعِيداً وَمَات‌َ حَمِيداً فَرَحِمَه‌ُ اللهُ وَ أَلْحَقَه‌ُ بِأَوْلِيائِه‌ِ وَ مَوالِيه‌ِ فَلَم‌ْ يَزَل‌ْ مُجْتَهِداً فِي‌أَمْرِهِم‌ْ ساِعياً فِيما يُقَرِّبُه‌ُالي اللهِ عَزَّوَجَل‌َّ وَ الَيْهِم‌ْ، نَضَّرَ اللهُ وَجْهَه‌ُ وَ أقَالَه‌عَثْرَتَه‌ُ.[351]

«ما همه مملوك خدا هستيم و بازگشت ما بسوي خداوند است و تسليم امر پروردگار و راضي به قضاي او مي‌باشيم‌، پدر تو با سعادت زندگي كرد و مرگ او در حالي كه مورد ستايش بود فرار رسيد، خداوند او را رحمت كند و او را به اولياي او ـ ائمه اطهار : ـ مُلحق بگرداند، او در تمام زندگي در انجام مأموريتي كه از جانب آنها داشت كوشا بود و در انجام آنچه كه موجب تقرّب‌او به خداوند و تحصيل منزلت در نزد اهل بيت‌: بود سعي مي‌كرد، خداوند چهره او را شاداب بگرداند و لغزش او را مورد عفو خود قرار بدهد.»

حضرت صاحب الزّمان )ع(: محمّد بن عثمان مورد وثوق من است‌

اسحاق بن يعقوب مي‌گويد:

از محمّد بن عثمان‌ تقاضا كردم كه نامه‌اي را كه ـ در رابطه با مسائلي كه بر من مشكل شده بود ـ نوشته بودم به محضر حضرت صاحب الزّمان )ع( برساند و او آن نامه را رسانيد و جواب‌آورد، آن حضرت در جواب ـ به خط خود ـ مرقوم داشته بودند: محمد بن عثمان ـ كه خداوند از او و از پدرش راضي باشد ـ مورد وثوق‌من مي‌باشد و نوشته او نوشته من است‌.»[352]

   بر اساس اين مقام و منزلتي كه محمّد بن عثمان‌ در نزد حضرت صاحب الزّمان‌)ع( داشت‌، شيعيان و علاقه‌مندان به ولايت‌، هميشه‌، احوال حضرت صاحب‌الزّمان‌ )ع( را از محمّد بن عثمان مي‌پرسيدند، عبدالله بن جعفر حميري از او پرسيد آخرين دفعه‌اي كه حضرت صاحب الزّمان )ع( را ملاقات كردي آن حضرت در چه حال بود؟

   او گفت‌: آخرين دفعه‌اي كه آن حضرت را ديدم اين بود كه در نزد خانه‌كعبه دعا مي‌كرد و به خداوند مي‌گفت‌:

اللَّهُم‌َّ اَنْجِزْلِي مَا وَعَدْتَنِي‌.[353]

«پروردگارا وعده‌اي را كه به من داده‌اي محقّق و عَمَلي بگردان‌.»

مقام علمي و فقهي محمّد بن عثمان نائب دوم امام عصر )ع(

 محمّد بن عثمان يكي از محدّثين عالَم تشيّع و در ميان فقهاي اسلام از جهت مقام‌علمي و فقهي داراي جايگاه بلندي مي‌باشد.

   شيخ طوسي در كتاب غيبت‌ مي‌گويد:

«محمّد بن عثمان‌ رواياتي از حضرت عسكري و از حضرت صاحب‌الزّمان (ع) داشت ـ و مدّت نسبتاً زيادي از محضر پر فيض آنها استفاده كرده بود، و آنچه را كه شنيده بود ضبط نموده بود ـ و همچنين رواياتي از پدرش عثمان بن سعيد كه او از حضرت هادي‌ و

حضرت عسكري (ع) نقل كرده بود در دست داشت همه اينها را جمع كرده و كتابهائي در فقه تصنيف نموده بود و در موقعي كه حسين بن روح (نائب سوم امام عصر  )ع() را به امر امام عصر )ع(جانشين خود قرار داد اين كتابها را نيز به او تسليم كرد و او نيز هنگامي كه ابوالحسن علي بن محمد سَمُري‌ (نائب چهارم حضرت‌صاحب الزّمان ) ع() را بعنوان جانشيني خود برگزيد به او تقديم‌نمود.»[354]

حضرت عسكري )ع(: كسي كه بميرد و امام زمان خود را نشناسد مرگ او مرگ زمان جاهليّت است‌

از جمله رواياتي كه محمّد بن عثمان‌ از پدر خود نقل مي‌كند اين است‌: من از پدر خود شنيدم كه  مي‌گفت‌: از حضرت عسكري )ع( در حالي كه من در محضر مبارك او بودم سوال شد: نظر شما در خصوص خبري كه از پدران شما: روايت شده است چيست‌؟ آن خبر به اين مضمون است‌:

ان‌َّ الاَرْض‌َ لاَتَخْلوُ مِن‌ْ حُجَّة‌ِ اللهِ عَلي‌َ خَلْقِه‌ِ الي‌َ يَوْم‌ِ القِيَامَة‌ِ وَ ان‌َّ مَن‌ْ مَات‌َ وَلَم‌ْ يَعْرِف‌ْ اِمام‌َ زَمَانِه‌ِ مَات‌َ مِيتَة‌َ جَاهِلِيَّة‌ٍ.

«هرگز روي زمين تا روز قيامت از حجّت خدا خالي نخواهد ماند و كسي كه از دنيا برود و امام زمان خود را نشناخته باشد مرگ او مرگ جاهليّت و جاهلانه‌خواهد بود؟»

   حضرت عسكري )ع( فرمودند:

اِن‌َّ هَذا حَق‌ٌّ كَمَا أَن‌َّ النّهَارَ حَق‌ٌّ.

   اين مضمون‌، مضمون حق‌ّ است همانطور كه روز روشن حق است‌.

حضرت صاحب الزّمان )ع( هر سال در مراسم حج حضور پيدا مي‌كند

و نيز از جمله رواياتي از محمّد بن عثمان‌ نقل شده و محدّثين ما در كتابهاي‌حديث در ضمن اعمال حج ذكر كرده‌اند اين است‌:

وَ اللهِ صَاحِب‌ُ هذا الامْرِ لَيَحْضُرُ المَوْسِم‌َ كُل‌َّ سَنَة‌ٍ يَرَي النَّاس‌َ وَ يَعْرِفُهُم‌ْ وَيَرَوْنَه‌ُ وَ لاَيَعْرِفُونَه‌ُ.[355]

«قسم به خدا صحاب اين امر (حضرت صاحب الزّمان )ع() هر سال در موسم‌حج حضور پيدا مي‌كند مردم را مي‌بيند و مي‌شناسد و مردم هم او را مي‌بينند و نمي‌شناسند.»

   از زمان‌ حضرت صادق‌ )ع( عادت شيعيان بر اين جاري شده بود، موقعي كه‌خمس اموال خود را به محضر امام‌ يا نائب او مي‌آوردند تا كرامتي را مشاهده‌نمي‌كردند آن خمس را تحويل نمي‌دادند و كرامتي كه از محمّد بن عثمان‌ ذكر مي‌كنيم يكي از آنها است‌:

كرامت محمّد بن عثمان در راهنمائي به آنچه كه گم شده بود

شيخ طوسي‌ از ام‌ّ كلثوم‌ دختر محمّد بن عثمان‌ نقل مي‌كند كه روزي شخصي ‌كالاهائي را از قم به سوي محمّد بن عثمان‌ آورد كه به محضر مبارك صاحب‌الزّمان )ع( برساند و آن شخص همينكه آن كالاها را تحويل محمّد بن عثمان‌ داد و خدا حافظي كرد كه برود محمّد بن عثمان‌ گفت‌: يكي از كالاها را كه بطور امانت‌به شما داده بودند كه به ما برساني جا مانده است و آن را تحويل نداده‌اي و آن‌شخص گفت‌: كليّه آنچه را كه به من داده‌اند به خدمت شما بياورم آورده و تحويل دادم و چيزي باقي نمانده است‌، محمّد بن عثمان‌ گفت‌: اين چنين نيست و چيزي باقي مانده است‌، برو فكر كن تا به ياد تو بيفتد و تفحّص كن و پيدا كن و بياور و تحويل بده‌.

   آن شخص رفت و چند روز فكر كرد و چيزي به يادش نيامد و از همراهانش نيز سوال كرد، آنها هم چيزي به خاطر نياوردند و برگشت به نزد محمّد بن عثمان آمد و گفت‌:

«من هر قدر فكر كردم چيزي به خاطرم نيامد.»

   محمّد بن عثمان‌ گفت‌:

دو قطعه لباس كه فلاني فرزند فلاني به تو داد كه براي من بياوري آنها را چه كرده‌اي‌؟

   او تا اين جمله را شنيد به يادش افتاد كه دو قطعه از لباسها را همراه‌نياورده است و برگشت و رفت و هر چه تفحّص كرد آنها را پيدا نكرد و مراجعت كرد و گفت‌:

«پيدا نكردم‌.»

   محمّد بن عثمان‌ گفت‌:

«برگرد و برو به خانه آن مرد پنبه فروش كه در ابتدا تمام‌كالاهاي خود را آنجا بردي و با اين نشانه‌ها كه من مي‌گويم آن كالاها را در نظر بگير كه پيدا مي‌كني و او با در نظر گرفتن آن‌نشانه‌ها كالاها را پيدا كرد و آورد به محمّد بن عثمان تحويل داد.»[356]

تقاضاي چهل نفر از بزرگان اصحاب حضرت عسكري )ع( از آن حضرت كه امام زمان )ع( را به آنها نشان بدهد



قبل فهرست بعد