قبل فهرست بعد


   آنها كه از نور اميد، دلشان روشن شده بود دست به دعا بر مي‌داشتند و از خداوند با حالت تضرع و استغاثه مسألت مي‌كردند كه براي شكستن اين‌بت‌ها فردي را بر گزيند.

   اين بت‌هاي جاندار كه گاهي با لقب فرعوني و قيصري‌ و كسرائي‌ و گاهي با لقب شاهنشاهي‌ و آريا مهري‌ و زماني با لقب ابر قدرتي‌، انسانها را به زنجير بردگي مي‌كشند و آزاديها و حقوق آنها را

پايمال مي‌سازند و منابع فكري و سياسي و مخازن اقتصادي آنها را مورد دستبرد قرار مي‌دهند از بت‌هاي ‌فلزي و چوبي و سنگي بدتر و خطرناك‌تر مي‌باشند.

وَ نُرِيدُ أَن‌ْ نَمُن‌َّ عَلَي الَّذِين‌َ اسْتُضْعِفُوا فِي الاَرْض‌ِ

و بالاخره لطف و عنايت حضرت حق‌ شامل حال مردم مسلمان ايران‌ شد و دعاها مستجاب گرديد، يك بت شكن‌ شجاع كه يادگار ابراهيم خليل‌)ع (، بت شكن‌ كلده‌ و آشور و وارث موسي بن عمران )ع( در هم شكننده‌ فرعون و فرعونيان‌ و از نسل حضرت رسول اكرم و علي‌ (ع) بت شكنان سرزمين مكه بود، بپا خاست و بعنوان يك حماسه آفرين‌ و مجاهد اسلامي مانند طوفاني سهمگين به صف استكبار جهاني‌ كه تقريباً مدّت دو قرن دنياي اسلام را در چنگ خود داشت‌، هجوم برد و اين صف قدرتمند را شكافت و در هم ريخت و در اين جهاد مقدس‌نه تنها بت‌هاي منحوس ايران‌ را واژگون كرد، بلكه شاهرگ حياتي بت‌جهانخوار را نيز قطع كرد و پيروز و سر بلند از اين صحنه بيرون آمد و نتيجه‌كارش ياد آورد «اِنَّا فَتَحْنَا لَك‌َ فَتْحاً مُبِيناً» گرديد.

   اين بت شكن‌، فقيه بود، امّا فقيه‌ زمان شناس و موقع شناس‌، شجاعي بود كه شجاعت را از حيدر كرّار )ع( به ارث برده بود.

   حكيم‌ و فيلسوفي بود كه در حكمت نظري‌ شناخت كاملي در معرفت حقايق‌جهان هستي داشت و در حكمت عملي‌ در سياست مُدُن متبحّر بود، مرجعي‌ بود كه ملجاء همه مستضعفان جهان و محرومان روزگار بود.

   عارف‌ بود امّا بر اساس عرفان قرآني‌ و حديثي‌، مرزبان بود اما مرزبان دلهاي‌همه مسلمانان عالم نويسنده‌اي‌ بود كه مِدادش از خون شهيدان بالاتر بود گوينده‌اي‌ كه فصاحت و بلاغتش يادآور خطبه‌هاي فصيح و بليغ نهج البلاغه‌امير مومنان‌ )ع( بود مدرّس‌ بود امّا درسش فقهاي مجاهد و فرياد گر مي‌پروريد.

   رز مجوئي‌ بود كه صلابتش‌، صلابت مالك‌اشتر را تداعي مي‌كرد، آزاديخواهي بود كه از خون همه آزاد مردان و آزاد انديشان همه ملّت‌ها در همه‌قرون و اعصار قطراتي در رگهاي خويش بيادگار داشت‌.

   اديب و شاعر بود ولي شعرهايش شعور آفرين بود فرياد گري‌ بود كهفر يادش تجسّم رنجهاي همه ستم كشان روزگار بود.

   او فقيه بزرگوار و مرجع عالي مقدار امام خميني بود او رژيم سلطنتي 2500ساله را در ايران ريشه كن كرد و بجاي آن حكومت اسلامي‌ تأسيس نمود. كاري‌كه او انجام داد منتهاي آرزوي علماي

بزرگ اسلام در قرون بود مسلماً روزي‌كه خواجه نصير الدين بهمراه هلاكوخان‌ به منظور كاستن از خشونت اخلاقي او به بغداد آمد و روزي‌ كه طغرل‌ بيك لشكريانش در محلّه شيعه نشين كرخ بغداد، كتابخانه و منبر درس شيخ طوسي‌ را آتش زدند و اهالي محلّه كرخ را قتل عام‌و اموالشان را غارت كردند و روزي‌ كه علامه حلّي‌ در مجلس سلطان خدابنده براي مناظره با علماي اهل تسنن شركت كرد و روزي كه شيخ بهائي‌ به همراه‌شاه عباس‌ از اصفهان‌ تا به مشهد آمد و روزي‌ كه شيخ جعفر كبير در فتنه وهابيت‌ و اخبار يين‌ به ايران مسافرت كرد و روزي‌ كه سيد محمد مجاهد بيست ماه بعنوان‌يك مرجع پيشاهنگ در پيشاپيش مردم مسلمان ايران‌ با روسيه جنگيد و روزي كه مدرّس‌ با رضاخان درگيريها داشت و روزي‌ كه عالم مجاهد حاج آقا حسين قمي‌ در برابر رضاخان‌ در مسأله كشف حجاب بانوان قيام كرد و روزي كه‌شهيد اول‌ و شهيد ثاني‌ در زير شمشير جلاّد بودند و روزي‌ كه عالم ربّاني حاج‌شيخ عبدالكريم حائري براي حفظ حوزه مقدسه قم‌ خون دل در برابر جنايات‌رضاخان‌ مي‌خورد و صبر مي‌كرد همه و همه آرزوي بدست آوردن قدرت و تأسيس حكومت

اسلامي را داشتند ولي خداوند متعال اين توفيق را به امام‌خميني بواسطه شرائطي كه در زمان او بوجود آمد به او عنايت كرد:

       ذَلِك‌َ فَضْل‌ُ اللهِ يُوْتِيه‌ِ مَن‌ْ يَشَاءُ وَ اللهُ ذُوالفَضْل‌ِ العَظِيم‌ِ.

موقف امام خميني‌ (ره)

در تاريخ زندگي بعضي از پيامبران‌ و امامان موقف خاصّي بوجود آمده است‌كه آن موقف برجستگي‌اي مانند كوه دماوند در ميان كوهها و يا درخشندگي‌اي مانند ستاره سهيل در ميان ستارگان با برجستگي چشمگيري جلوه مي‌كند:

   مانند موقف حضرت ابراهيم‌ )ع( كه او در برابر نمرود كه‌ «أنَا أُحْيِي و أُمِيت‌ُ»[308]مي‌گفت و در برابر بت پرستان كه با گفتن «وَجَدْنَا آباءَنَا لَهَا عَابِدِين‌َ»[309] در برابر چوبها خضوع مي‌كردند با منطق «فَاِن‌َّ اللهَ يَأْتِي بِالشَّمْس‌ِ مِن‌َ المَشْرِق‌ِ فَاْت‌ِ بِهَا مِن‌َالمَغْرِب‌ِ»[310] در برابر نمرود و با گفتن «تَاللهِ لاََكِيدَن‌َّ أَصْنَامَكُم‌ْ»[311] در مقابل بت‌پرستان قيام كرد و نمرود را نابود و بت پرستان را سركوب كرد و بت‌ها را شكست و توحيد الهي را حاكم و استوار كرد.

   و يا موقف حضرت موسي )ع( در برابر فرعون‌ كه نعره‌ «أَنَا رَبُّكُم‌ُ الاَعْلاَ[312]»ي‌ او از كنار درياچه نيل‌ به گوش عالميان مي‌رسيد قيام نمود و فرعون و فرعونيان‌ را در همان رود نيل‌ غرق كرد و به اعتقاد به توحيد الهي قدرت و به موحّدان عزّت بخشيد.

   و يا موقف حضرت محمّد بن عبدالله 8 كه در برابر كل‌ّ جهان‌ و ابوسفيانها، ابولهب‌ها، ابوجهل‌ ها و كسراي ايران‌، و قيصر روم با كلمه طيبه‌ «قُولُوا لاَ اله‌َ الاَّ اللهُتُفْلِحُوا» انقلاب عظيمي را آغاز كرد و بت‌هاي بي جان و جاندار را شكست و اسلام را فاتح جهان و مسلمانان را سر بلندترين انسان‌ها كرد و «اِنَّا فَتَحْنَا لَك‌َفَتْحَاً مُبِيناً» درباره او نازل گرديد.

   و يا موقف‌ حضرت سيد الشهداء )ع( كه در مقابل يزيد و يزيديان‌ كه اسلام را ملعبه سياستهاي شيطاني خود قرار داده بودند نهضتي را آغاز و مكتب غلبه‌خون بر شمشير را تأسيس و چهره حق را رنگين و درخشان كرد.

   نهضت امام خميني‌ را نيز در همين راستا و دنباله آنها بايد به حساب آورد او نيز با قيام خود استعمارگران‌ و جبّاران‌ روزگار را سركوب و نقشه‌هاي ‌شيطاني و استعماري آنها را نقش بر آب كرد و به اسلام‌ حاكميّت و به‌اسلامگرايان قدرت و عظمت بخشيد.

نامه مرجعي براي مرجعي‌:

راه شما راه پيغمبران اولو العزم است‌

اين موضوع تنها كلام ما نيست بلكه عالمان روشن‌، و متفكران روشن بين نيز چنين مي‌گويند، شما براي نمونه‌، كلام آيت الله العظمي سيد محمد هادي ميلاني‌را در طي نامه‌اي به محضر امام‌ در موقعي كه در تركيه‌ تبعيد بود بنگريد:

بِسم‌ِ الله الرحمن الرحيم‌

   خوشا به سعادت آن سرزمين كه حضرتعالي در آن تشريف داريد، قلوب‌همه مردم با ايمان متوجّه شما است‌؛

فَاِنَّه‌ُ تَعَالي‌َ جَعَل‌َ أَفْئِدَة‌ً مِن‌َ النَّاس‌ِ تَهْوِي الَيْك‌َ[313]

و همگي براي نصرت و تأييد شما كه لسان ناطق همه مجامع روحاني و ديني‌هستيد، و گفته شما كلام حق و حقيقت است دعا مي‌نمايند.

   راه شما كه وارث انبياء: هستيد همان راه است كه خدا براي پيغمبران‌اولوالعزم و ائمّة هُدي‌َ عليهم الصلاة و السلام معين فرموده‌.

   براي جلوگيري از اعلاء كلمه توحيد بعضي از پيشوايان چون‌ حضرت‌ ابراهيم‌   )ع( را در آتش افكنده و حضرت يحيي )ع( را سر بريدند و جدّ شماحضرت موسي بن جعفر 8 را سالهاي متمادي به زندان بردند با همه احوال‌نتوانستند چراغ خدا را خاموش كنند.[314]

امام خميني (ره) يكي از بت شكنان تاريخ‌

در نتيجه اين قيام‌، كلمه توحيد برتري يافت و كلمه شرك و كفر پست گرديد و بت‌ها شكست و مجسّمه‌ها بر زمين افتاد و امام خميني‌ بعنوان يكي از بت‌شكنان تاريخ بر فراز اين قرن جاي گرفت و حاج ميرزا حبيب خراساني گفت‌:

الا اي بت شكن فرزند آذر                        كه داري از خليل الله نشاني‌

تو ابراهيم وقتي زانكه حق را                  خليلي باشد اندر هر زماني‌

بنا كن كعبه جان را ز نو باز                  چو بستي بت شكستن را مياني‌[315]

 

   عمده‌ترين خصيصه رسالت انبياء شكستن سنّت‌هاي غلط حاكم بر تاريخ‌و ويران ساختن بتخانه‌ها و شكستن بت‌ها است «وَ يَضَع‌ُ عَنْهُم‌ْ اصْرَهُم‌ْ وَ الاَغْلاَل‌َالَّتِي كَانَت‌ْ عَلَيْهِم‌ْ.»[316]

   برجسته‌ترين ضربه انقلاب‌ همان بت شكني بود كه تبر توحيد را نه تنها برفرق بت كوچك بلكه بر سر فرعون زمان آمريكا فرود آورد و همانطور كه بت‌پرستان زمان‌ حضرت ابراهيم‌ )  ع( ديدند بت‌هاي آنها شكسته و بر زمين ريخته شده است و بت پرستان عصر حضرت رسول الله     )ص( يك روز نگريستند كه‌بت‌هاي آنها خرد و متلاشي گرديده است‌ ايرانيان‌ نيز ديدند كه در شهرها بت‌ها سرنگون و بر زمين افتاد:

اي قرنها حماسه و اي سالها خروش               اي كز تو انقلاب سوي جاودان كشيد

اي مظهر حماسه اسلام‌، كز تو دين‌                 فرياد زندگي به تمام جهان كشيد

كو تا تو را زمانه شناسد كه كار تو                 يكباره ره به جُرگه پيغمبران كشيد

اي بت شكن كه شور تو اين خلق‌ِ خفته را      بيرون زخواب خويش چو سيل دمان كشيد

   شايد منظور از آن مردي كه از قم‌ ـ كه حرم‌ اهل بيت عصمت‌: است و حوزه علمي آن در راه حفظ دين و نشر معارف اسلامي بر حسب احاديث اهل‌بيت :داراي اهميت خاصي است ـ بر اساس حق قيام مي‌كند همين بزرگ مرد تاريخ است كه حضرت موسي بن جعفر (ع) فرمود:

رَجُل‌ٌ مِن‌ْ أَهْل‌ِ قُم‌ْ يَدْعُو النَّاس‌َ الَي الحَق‌ِّ يَجْتَمِع‌ُ مَعَه‌ُ قَوْم‌ٌ كَزُبُرِ الحَدِيدِ لاَتَزُلُّهُم‌ُ الرِّياح‌ُ العَواصِف‌ُ وَ لاَ يَمَلُّون‌َ مِن‌َ الحَرْب‌ِ وَ لاَ يَجْبُنُون‌َ وَ عَلَي اللهِيَتَوَكَّلُون‌َ وَ العَاقِبَة‌ُ لِلْمُتَّقِين‌َ.[317]

«مردي از اهل قم قيام مي‌كند، مردم را به حق فرا مي‌خواند، گروهي با او  همراهي مي‌كنند كه چون قطعه‌هاي آهن مي‌باشند. تندبادها آنان را تكان نمي‌دهد و از جنگ  نمي‌ترسند و از چيزي ترس بدل راه نمي‌دهند و با توكل بر خداوند به پيش مي‌تازند و همواره پيروزي نهائي از آن پرهيزگاران است و اين علائم و اوصاف را تاريخ فقط از اين بزرگ مرد بخاطر دارد.»

شجاعت و قاطعيت‌

امام خميني‌ معمارِ بزرگ‌ِ انقلاب هيچ موقعيّتي را در راه به ثمر رساندن انقلاب‌از دست نداد و از هيچ رنجي خم به ابرو نياورد، مانند آهن‌ِ آبديده سختي‌ها بر استقامت او مي‌افزود و مشقّتها او را در راه هدف مصمم‌تر مي‌كرد.

   پس از اينكه او را از قم‌ به زندان بردند و از زندان به تبعيدگاه و از تبعيدگاه‌دوباره به فكر اينكه شايد راه ملايمت پيش بگيرد به قم برگرداندند، ديدند مقاوم‌ تر و مصمّم‌ تر شده است‌، او را به تركيه تبعيد كردند، پس از مدّتي او رااز تركيّه‌ به عراق تبعيد نمودند و از عراق‌ نيز او را اخراج كردند به طرف كويت‌رفت راهش ندادند او گفت‌: از فرودگاه به فرودگاه مي‌روم و سخن خود را مي‌گويم‌.

   الگوي او رفتار حضرت پيغمبر )ص( بود كه مي‌گفت‌: اگر خورشيد را در دست‌راست من و ماه را در دست چپ من بگذارند از دعوت خود صرف نظر نمي‌كنم و از اين‌راه بر نمي‌گردم‌[318] و رفتار حضرت امير مومنان‌)ع( بود كه مي‌گفت‌:

أَتَاْمُرُونِّي أَن‌ْ أَطْلُب‌َ النَّصْرَ بِالَجْورِ وَ اللهِ مَا أَطُورُبِه‌ِ مَا سَمَرَ سَمِيرٌ وَ مَا أَم‌َّ نَجْم‌ٌ فِي السَّمَاءِ نَجْماً.[319]

«آيا شما پيشنهاد مي‌كنيد كه من بوسيله بذل و بخشش از اين بيت المال براي‌خودم كمكي و پشتيباني فراهم كنم و به اين وسيله از راه حق و عدالت در تقسيم بيت المال كه

پيش گرفته‌ام برگردم قسم به خدا تا شب و روز در جريان‌است و تا ستاره‌اي در آسمان بدنبال ستاره‌اي حركت مي‌كند چنين كاري نخواهم كرد.»

   او اينها را براي خود الگو قرار داده بود و لذا هميشه با قاطعيت سخن‌مي‌گفت و با قاطعيت گام برمي‌داشت‌، او مي‌گفت‌: و الله گناهكار است كسي كه داد نزند و البته مرتكب كبيره است كسي كه فرياد نزند[320].

   او راستي مصداق كامل بيان حضرت امير مومنان )ع( است كه فرمود:

لاَ تُحَرِّكُه‌ُ القَواصِف‌ُ وَ لاَتُزِيلُه‌ُ العَواصِف‌ُ.[321]

«مرد حق كوه است كه او را طوفانهاي سهمگين در هم نمي‌شكند و گردبادها اورا از جاي نمي‌كند.»

   در دفترهاي سياسي جنبش‌ آمده است‌: آقاي خميني‌ هرگز در برابر زور سر فرود نياورد، هرگز از عظمت قدرت نظام نترسيد، هرگز در برابر سلطان جابر كلام حق را قرباني نكرد و هرگز در گورستان خاموشيها و ترسها و محافظه‌كاريها و فرصت طلبيها و سازش كاريها و جاذبه‌هاي پول و قدرت سر تسليم‌ فرود نياورد و هرگز نخواست گوشه زندان تهران و يا اُتاق گلين نجف و گرماي‌طاقت فرساي آن ديار و نان و ماست و سفره خالي خود را با جاه و جلال و حشمت وحشم كاخ نياوران عوض كند.[322]

   در گرما گرم مبارزه كه از آسمان گلوله مي‌باريد و از زمين خون‌مي‌جوشيد گاز اشك آور و صداي تانكها فضاي ايران‌ را از رُعب و وحشت پر كرده بود همه جناحهاي سياسي و روشنفكران موضعگيري امام‌ را «يكدندگي‌»مي‌خواندند و خود نگران و نوميد و متزلزل بودند و هيچكدام پيروزي را به‌صورتي كه امام مي‌خواست احتمال نمي‌دادند و رفتن شاه‌ و سقوط رژيم‌سلطنتي‌ را باور نمي‌كردند سياست گام به گام‌ را پيشنهاد مي‌كردند ولي او قاطع‌تر از قبل با تأكيد مي‌گفت‌: شاه بايد برود، شاه بايد برود

   و بالاخره‌ هنگامي كه از نوفل لوشاتو به تهران‌ برگشته بود دولت‌ِ حكومت‌نظامي‌، وقت‌ِ حكومت نظامي را براي اينكه بتواند كودتا كند تمديد كرد ولي او ذرّه‌اي نگراني بدل راه نداد و گفت‌: با كودتا مقابله خواهيم كرد توضيح اينكه‌:

   در روز سه شنبه‌ 21 بهمن 1357 رژيم‌، بسر كردگي بختيار، با زمينه سازي‌قبلي به انديشه عملي ساختن كودتا افتاد، راديو نظامي دولت‌، ساعت 2 بعد از ظهرِ شنبه اعلام كرد كه بر مدّت‌ِ منع‌ِ عبور و مرور افزوده شده است و امروز از ساعت‌ 214 تا فردا ساعت 12 حكومت نظامي برقرار است‌، مردم پس از انتشار اعلاميّه فرماندار نظامي‌، سخت نگران شدند و خيابانها را ترك مي‌كردند و افراد براي خيرخواهي تا مبادا حادثه‌اي مانند 17 شهريور پيش بيايد به مردم‌ مي‌گفتند: به خانه‌ها برويد و از خانه‌ها بيرون نيائيد امّا امام خميني با قاطعيت‌هميشگي خود و با دلي همچون دل پيامبران‌، حكم انقلابي صادر كرد كه‌: مردم‌اعلاميّه فرماندار نظامي را هيچ انگارند، و به آن اعتنا نكنند و به خيابانها بريزند،

همينكه امام‌ گوش دادن به دستور فرماندار نظامي را تحريم كرد، مردم‌از همه جا و همه سوي به خيابانها و ميدانها ريختند، شهر يكپارچه بدست‌مردم افتاد و نقشه رژيم‌ عملي نشد و كار به پيروزي مردم منتهي گرديد:

       وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَح‌ُ المُوْمنُون‌َ بِنَصْرِ اللهِ يَنْصُرُ مَن‌ْ يَشَاءُ وَ هُوَ العَزِيزُ الرَّحِيم‌ُ.

اطلاعيّه امام‌، نمايندگان كارتر رئيس جمهور آمريكا را در هوا برگرداند

در رابطه با شجاعت و قاطعيّت اين فقيه ربّاني و مصلح مجاهد، مطالب‌بسياري در دست است و ذكر آنها در جاذبيّت و درخشندگي مطالب اين كتاب‌نيز موثر است ولي چون فرصت بيش از اين نيست با ذكر اطلاعيّه‌اي به‌صلابت كلام و شجاعت و شهامت روحي و عزّت و اقتدار وي كه اقتدار و عزّت اسلام است بهتر پي مي‌بريم و به همين اكتفا مي‌كنيم‌:

بسم الله الرحمن الرحيم‌

   از قرار اطلاع‌ نمايندگان ويژه كارتر در راه ايران‌ هستند و تصميم دارند به قم‌آمده و با اين‌جانب ملاقات نمايند؛ لهذا لازم مي‌دانم متذكر شوم دولت آمريكا كه با نگهداري‌ شاه‌ اعلام مخالفت آشكار با ايران‌ را نموده است و از طرف ديگر آن طور كه گفته شده است سفارت‌ِ آمريكا در ايران‌ محل‌ّ جاسوسي دشمنان ما عليه نهضت مقدّس اسلامي است لذا ملاقات با من به هيچ وجه براي نمايندگان‌ويژه ممكن نيست و علاوه بر اين‌:

   1- اعضاي شوراي انقلاب اسلامي به هيچ‌وجه نبايد با آنان ملاقات نمايند.

   2- هيچيك از مقامات مسوول حق ملاقات با آنان را ندارند.

   3- اگر چنانچه امريكا، شاه‌ مخلوع‌، اين دشمن شماره يك ملّت عزيز ما را به‌ايران‌ تحويل دهد و دست از جاسوسي بر ضدّ نهضت ما بردارد راه مذاكره در موضوع بعضي از روابطي كه به نفع ملّت است باز مي‌باشد.

1358.8.16 ـ روح الله الموسوي الخميني‌[323]

كه روح الله بخشد جان به پيكر

در طول غيبت حضرت ولي عصر (أَرْواحُنَا لِتُراب‌ِ مَقْدَمِه‌ِ الفِداءُ) تاريخ هرگز بياد ندارد كه يك مرجع عالَم‌ِ تشيّع‌ اين اندازه عظمت و اقتدار داشته باشد و مذهب‌تشيّع كه همان اسلام ناب و اصيل است در سطح جهان اين اندازه شكوه و عظمت پيدا كند.

       وَ للهِ العِزَّة‌ُ وَ لِرَسُولِه‌ِ وَ المُوْمِنِين‌َ.[324] صَدَق‌َ اللهُ العَلِي‌ُّ العَظِيم‌ُ.

ثنايت اي مهين فرزانه رهبر                              سخن را مي‌فزايد شوكت وفر

چو آيد بر زبان‌ِ خامه نامت‌                                   شود از پرتوش رخشنده دفتر



قبل فهرست بعد