قبل فهرست بعد


وَ كَان‌َ يَوْم‌ُ وَفَاتِه‌ِ يَوْماً لَم‌ْ يُرَ أعْظَم‌َ مِنْه‌ُ مِن‌ْ كَثْرَة‌ِ النَّاس‌ِ للِصَّلوَة‌ِ عَلَيْه‌ِ وَ كَثْرَة‌ِالبُكَاءِ.[166]

«روز درگذشت او روزي بود كه مانند آن از جهت ازدحام براي تشييع‌، و نماز بر جنازه او و جمعيت زيادي كه اشك مي‌ريختند ديده نشده است‌.»

    و بالاخره‌، بعد از اين تشييع با شكوه كه در آن‌، مردم مسلمان‌، علاقه خود را به علماي راستين اسلام‌، و محبوبيّت آنها را در دلهاي خود يك بار ديگر به‌نمايش گذاشتند، جنازه يار مخلص و افسر فداكار اميرالمومنين )ع( را به‌ نجف‌اشرف‌ به محضر مقدس صاحب ولايت‌ رساندند.

   شاعران حق شناس اشعار زيادي در مرثيه اين مرد بزرگ سرودند و ما در اينجا يكي از آنها را مي‌آوريم‌.

      پرتو خورشيد آسمان ولايـــــــــت‌                كرد تجلّي چو بـــر ضمير اميني‌

      پاكدلي ره در آستـــــــان علي يافت‌                    شد كــرم‌ِ دوست دستگير اميني‌

      صحنه تاريخي غديـــر چـو آراســت‌                خامه شيـوا و دلپذيــــــر اميني‌

      ماند بجتتا زين سفينه‌هـــــاي لئالي‌                   نام درخشان‌ِ الغديـــــــر اميني‌

      نامه عبدالحسيــن بنگــر و بگشــاي‌                    نافه پر مشك و پــــر عبير اميني‌

      مرد گــران مايــه‌اي كه بر اثــر زهد                  نفْس فرومايه شد اسيـــــر اميني‌

      در ره اثبــات حق‌ّ و امـــر ولايــت‌                   نيست نويسنده‌اي نظيـــر اميني‌

      دامن مولي گرفت و در دو جهان است‌                   سرور آزادگان اميــــــــر اميني‌

      قطره به دريا رسيد و بر صف امواج‌                    چيره شــــد انديشه خطير اميني‌

      ره نبــرد ســوي شاهــراه ولايـت‌                       هر كه نپويد «رســا» مسير اميني‌

   در اينجا ذكر مطالبي به مناسبت احوال شهداي جريان مشروطيت و آزادي خواهي و جريان تأسيس حكومت اسلامي لازم بنظر مي‌رسد:

1- مسووليت مرزبانان اسلام‌

يكي از وظائف مهم و اجتماعي هر فرد مسلمان اين است كه به امور اجتماعي‌مسلمانان توجه و اهتمام داشته باشد كه حضرت رسول اكرم  )ص( فرمودند:

مَن‌ْ أَصْبَح‌َ لاَ يَهْتَم‌ُّ بِأُمُورِ المُسْلِمِين‌َ فَلَيْس‌َ بِمُسْلِم‌ٍ.[167]

«هر كس كه صبح سر از بالش بردارد و توجه به امور مسلمانان نداشته باشد و اهميّت به آن ندهد مسلمان نيست‌.»

   مي‌دانيم امور مسلمانان كه در اين حديث ذكر شده است شامل‌موضوعات فرهنگي‌، اقتصادي‌، سياسي‌، اخلاقي‌، و در يك كلام كليّه چيزهائي كه‌زندگي مسلمانان با آن ارتباط دارد مي‌شود.

   اين حديث تعهد و مسووليت همه را در راه اصلاح امور جامعه و محيط‌زندگي و امر به معروف و نهي از منكر و ايجاد وسائل رفاه مردم ايجاب‌ مي‌كند و وظيفه سنگيني بر دوش همگان مي‌گذارد.

   ولي وظيفه علماي راستين اسلام سنگين‌تر و مسووليت آنها بيشتر است‌چه اينكه روشن است كه علم بي تعهد، از نظر اسلام مردود است‌، و لذا علماي‌ربّاني هميشه اين گفتار حضرت امير مومنان    )ع( را كه فرمود:

وَ مَا أَخَذَ اللهُ عَلَي العُلَماءِ أَن‌ْ لاَيُقَارُّوا عَلَي كِظَّة‌ِ ظَالِم‌ٍ وَ لاَ سَغَب‌ِ مَظْلُوم‌ٍ.[168]

   «خداوند از علماء پيمان گرفته است كه آنها هرگز نبايد در برابر ستمكاري‌و شكم خوارگي ظالمان و گرسنگي و محروميت مظلومان آرام و ساكت‌بنشينند و بي‌تفاوت باشند» نصب العين قرار مي‌دهند؛ زيرا آنان مرزبانان‌جامعه اسلامي و نگهبانان احكام خداوند هستند.

   مردم مسلمان كه با تعاليم اسلامي آشنائي دارند، از آغاز، علماء را بعنوان پناهگاه مستضعفان و مظلومان‌، و كشتيبان كشتي اجتماع‌، و حصن حصين‌ مسلمين مي‌دانند، و چنين اعتقاد دارند كه هر كس كه درس علوم اسلامي رامي‌خواند بايد به اين قصد درس بخواند كه گفته شد و اگر اين طور نباشد و در فكر اجتماع گامي بر ندارد روي نام‌ِ او خط قرمز مي‌كشند و بالاخره علم ‌مسووليت آفرين است‌.

از آن‌، بزمت چنين كردند روشن‌                        كه بخشي نور، بزم بـــي ضيا را

از آن بازوت را دادند نيــــــرو                            كه ‌گيري دست هر بيدست و پا را

2- اصلاح كلّي محيط بدون قدرت ممكن نيست‌

اين مطلب نيز معلوم است كه قيام به انجام امور اجتماعي مفيد و مهم‌ّ و اصلاح‌محيط فرهنگي‌، سياسي‌، اقتصادي و اجتماعي‌، و ريشه‌كن كردن مفاسد و منكرات‌، و امر كردن به معروف و احياي كليّه ارزشهاي ديني‌، و مبارزه با ستمگران و جبّاران و استعمارگران و كج انديشان‌، بدون داشتن قدرت‌امكان‌پذير نيست‌.

   سرآمد محدّثين بزرگ شيعه محمد بن يعقوب كليني‌، و شيخ صدوق‌، و شيخ طوسي ـ كه هر سه از ستونهاي بزرگ علم و فقاهت و تقوا مي‌باشند ـ با سَنَد معتبر از حضرت پيغمبر)ص( نقل كرده‌اند كه فرمود:

الْخَيرُ كُلُّه‌ُ فِي السَّيْف‌ِ وَ تَحْت‌َ ظِل‌ِّ السَّيْف‌ِ وَ لاَ يُقِيم‌ُ النَّاس‌َ الاّ السَّيْف‌ُ.[169]

«دَرِ تمام خيرها و خوبيها در شمشير و زير سايه شمشير است و اجتماع را جز شمشير هيچ عاملي نمي‌تواند اصلاح و روبراه كند.»

   و شمشير در اين حديث عبارت از قدرت است‌.

   پيغمبر اسلام )ص( نيز پس از هجرت به مدينه و تحصيل قدرت و تأسيس‌حكومت‌، به عملي ساختن احكام دين و تثبيت اسلام و جهاد با كج انديشان و جبّاران پرداخت‌.

3- رنج بزرگ و جان كاه علماي اسلام‌

علماي بزرگ اسلام كه هميشه قلبشان براي اسلام مي‌تپيد و خون در رگهاي‌بدنشان براي خاطر اسلام در جريان بود، از طرفي از مشاهده مفاسد و منكرات در اجتماع مسلمانان‌، و عملي نشدن وظائف ديني‌، و كم رنگ شدن‌ارزشهاي اسلامي و تسلّط جبّاران و استعمارگران و فقر و محروميت محرومان و مظلومان رنج مي‌بردند و غصّه مي‌خوردند و از طرف ديگر چون‌قدرت براي احياي ارزشهاي ديني‌، و امر به معروف و نهي از منكر و اجراي‌حدود الهي و قوانين جزائي‌، و مبارزه با طواغيت زمان و كج روان نداشتند سخت متأسّف بودند.

   و لذا در اين مورد، جمعي از آنها، مصلحت كار خود را در اين تشخيص‌دادند كه با مراكز قدرت‌، يعني حكومت‌هاي زمان خود ارتباط پيدا كنند و به‌آنها نزديك بشوند؛ تا بتوانند گامهائي در راه اصلاح محيط و تبليغ و نشر معارف ديني و تعليم و تربيت اسلامي و جلوگيري از منكرات و مفاسد بردارند و در اين راه تا حدّي موفقيّت ‌هائي نيز بدست آوردند.

   ارتباط علماي بزرگي مانند: خواجه نصير الدين طوسي با هلاكوخان مغول‌، و علاّمه حلّي با سلطان خدابنده‌، و شيخ بهائي و مير داماد و محقّق ثاني و علاّمه‌مجلسي با سلاطين صفويه‌، و شيخ جعفر كبير با فتحعلي شاه قاجار در همين راستا صورت گرفت‌.

و عدّه‌اي مانند سلطان العلماء، خود، چندين سال وزارت و صدارت را بعهده‌گرفتند، و در سايه اين منصب و مقام به اِحياي ارزشهاي والاي اسلامي و جلوگيري از منكرات و مفاسد اقدام كردند و تعدادي از آنها با توجّه به‌مقتضيات زمان خود، دست به تحصيل اين ارتباط هم نزدند و وظيفه خويش را به شكل ديگري انجام دادند.

   ولي دل همه علماي بزرگ را در طي قرون و اعصار اين رنج جان كاه‌ مي‌سوزاند و وجودشان را اين جريان درد آور ذوب مي‌كرد كه سرچشمه همه‌اين مفاسد، حكومتهاي وقت است‌ و آب از سرچشمه گل آلود است و بايد فكري براي اين موضوع كرد، چه كنيم‌؟ كه‌:

النَّاس‌ُ عَلَي دِين‌ِ مُلُوكِهِم‌ْ.

اگر ز بـاغ رعيــّت مَلِــك خورد سيبي‌                   بـــرآورند غلامان او  درخت از بيخ‌

به پنج بيضه چو سلطان ستم روا دارد                      كِشند لشكريانش هـزار مرغ به سيخ‌

   و مي‌گفتند آن وقت ما داراي قدرت كامل خواهيم شد و خواهيم توانست كلّيه مفاسد را ريشه‌كن نموده و ارزشها را احياء كنيم و اصلاح كلّي در اجتماع‌بوجود بياوريم كه حكومت جبّاران و كج روان قدرتمند را در هم بكوبيم و خودمان زمام حكومت را بدست بگيريم‌. ولي آيا ممكن است اين ذهنيّت تحقّق‌پيدا كند؟ و اين آرزو جامه عمل بپوشد؟!

4- آرزوي تأسيس حكومت اسلامي‌

قرنها گذشت و اين درد همچنان جان علماي بزرگ اسلام را رنج مي‌داد و آرزوي تأسيس يك حكومت اسلامي و بدست آوردن قدرت در دل آنها موج‌مي‌زد ولي متأسفانه با توجه به شرائط آن زمان غير ممكن بنظر مي‌رسيد، مخصوصاً در دوران قاجار ـ پس از اينكه در عصر فتحعلي شاه قاجار كه‌ روسيّه‌به خاك ايران‌ حمله كرد و با هجوم وحشيانه خود، چندين شهر از شهرهاي ايران را تصرّف نمود، و مال و حيثيّت و ناموس مسلمانان را مورد تجاوز قرار داد، و عالم بزرگوار سيد محمّد مجاهد كه آن روز مرجع شيعيان بود فرمان‌جهاد با دولت‌ روسيّه‌ را صادر كرد و خود شخصاً در پيشاپيش 

مسلماناني كه‌مانند سيل به حركت در آمده بودند در اين جهاد عظيم شركت نمود، و براساس توطئه‌اي كه ذكر آن در شرح حال اين مجاهد بزرگوار خواهد آمد پس‌از يك سال و اندي جنگيدن شكست خورد و عهدنامه‌اي بنام عهدنامه تركمنچاي‌ در سال 1243 قمري ميان دولت‌ ايران‌ و روسيّه منعقد گرديد كه به‌موجب آن علاوه بر شهرهاي گرجستان‌، دربند، باكو، شيروان‌، گنجه‌، قراباغ‌ و قسمتي از طالش‌ كه در طي عهدنامه‌ گلستان‌ كه در سال 1227 ايران به روسيّه بعد از شكست خوردن واگذار كرده بود شهرهاي ايروان و نخجوان و اردوباد را با هم با ده كرور پول به روسها تسليم مي‌نمايد و دولت ايران حق قضاوت‌ قونسولهاي خارجي «كاپيتولاسيون‌» را نيز مي‌پذيرد[170] ـ يأس و نااميدي بيشتري نسبت به تحصيل حكومت اسلامي در دلهاي مسلمانان بوجود آمد و استعمارگران و جبّاران نيز چون قدرت روحانيّت را در اين جنگ ديدند و براي آنها ثابت شد كه علماي اسلام آنقدر نفوذ دارند كه مي‌توانند با يك‌فرمان مردم يك مملكت‌، پير و جوان‌، زن و مرد را بسيج كنند از آن روز در تضعيف روحانيّت كوشش بيشتري را بكار گرفتند.

از اين تاريخ به بعد از طرفي قدرتهاي استكبار در تضعيف دين و روحانيت‌كوششهاي بيشتري بكار گرفتند و از طرف ديگر چون مردم بيدار شدند و علماي اسلام در تحصيل قدرت و تأسيس حكومت اسلامي جديّت بيشتري‌ بخرج دادند كه به شرح آن خواهيم پرداخت لذا ما در اينجا درباره حكومت‌اسلامي و توأم بودن دين با سياست بطور اختصار بحث مي‌كنيم‌. از آن پس‌بحث مقابله علماي اسلامي با استكبار را به توفيق خداوند متعال ادامه‌مي‌دهيم‌.

بهترين حكومت‌ها، حكومت صالح است‌

در اينكه جامعه بشري‌، احتياج به حكومت دارد شكّي نيست‌، موقعي كه ما توجه كنيم كه يك مجموعه كوچك از انسانها مانند يك خانواده يا يك اداره‌احتياج به سرپرست و مدير دارد مسأله احتياج‌ِ مجموعه بزرگ از انسانها مانند يك مملكت به حكومت براي ما روشنتر مي‌شود.

   و از طرفي خداوند متعالي كه بر اساس قوانين خلقت حاجت هر حاجتمندي‌را برآورده مي‌كند و براي هر هدفي راهي معين مي‌كند، مسلّماً در مسأله‌حكومت نيز بر اساس تعاليم و ضوابطي كه براي زندگي انسانها مقرر كرده‌است اين احتياج را رفع كرده و ضوابطي در مورد حكومت مقرّر نموده است‌.

   قرآن كريم مي‌فرمايد:

وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُل‌ِّ أُمَّة‌ٍ رَسُولاً أَن‌ِ اعْبُدُوا اللهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت‌َ.[171]

«در ميان هر امّتي پيغمبري را برانگيختيم كه برنامه آن پيغمبر در اين دو فراز خلاصه مي‌شد:

    1- خدا را عبادت كنيد.

2- از طاغوت اجتناب نمائيد.»

   بنابراين بهترين حكومت براي تأمين سعادت كامل بشري حكومتي است كه پيغمبران خدا   )ص( خواستند آن را جايگزين حكومت‌هاي بشري سازند و حكومت دو نوع بيشتر نيست يا حكومت الهي است و يا حكومت طاغوتي‌.

   از آنجا كه‌ انسان‌ بر اساس منطق قرآن مجيد ـ كه قبلاً نيز در آن بحث كرديم‌ـ موجودي شريف و ممتاز و گرانقدر است‌؛ لذا يك اصل مهم در تعاليم‌اسلامي مراعات شرف و عزّت و حيثيّت انسانها است‌، انسانها را نمي‌توان بدست هر كس داد و حقوق و حيثيّت‌ها را نمي‌توان در كف هر كس رها كرد حضرت امير مومنان‌)ع( مي‌فرمايد:

وَ أَكْرِم‌ْ نَفْسَك‌َ عَن‌ْ كُل‌ِّ دَنِيَّة‌ٍ وَ ان سَاقَتْك‌َ اِلَي الرَّغَائِب‌ِ فَاِنَّك‌َ لَن‌ْ تَعتَاض‌َبِمَا تَبْذُل‌ُ مِن‌ْ نَفْسِك‌َ عِوَضاً.[172]

«خود را گرامي دار و به هيچ پستي تن مده اگر چه پستي پذيري تو را به ناز و نعمتهاي گرانقدر برساند؛ زيرا كه تو هر مقدار از شخصيت خويش مايه‌بگذاري ديگر آن را به هيچ وسيله نمي‌تواني به چنگ آوري‌.»

   و لذا بهترين راه براي حفظ شوون و حقوق انساني ـ چه شوون و حقوق‌فردي‌، و چه شوون و حقوق اجتماعي ـ و گسترش عدالت و رحمت‌، حكومت صالح است‌، در سايه حكومت صالح است كه همه حقوق و شوون انسانها محفوظ مي‌گردد و گسترش مي‌يابد.

   خداوند انسانها را به اين منظور آفريده است كه به شرافت انساني نائل‌شوند و از همه ذلّت‌ها و خواريها دور بمانند و همه استعدادها در راه خير و صلاح را به فعليّت برسانند و در نتيجه‌، داراي اعتقادات صحيح و اصولي‌، و اخلاقي پاكيزه‌، و اعمال شايسته باشند، و اين هدف جز در سايه حكومت‌صالح تحقق پيدا نمي‌كند.

رهبري معصوم يا جانشين او

اسلام مي‌گويد: حكومت صالح كه در سايه آن عزّت و شرف انسانها تأمين‌مي‌گردد و حقوق و حيثيّت انساني محفوظ مي‌شود جز از اين راه كه يك فرد معصوم‌ يا كسي كه جانشين‌ او باشد در رأس آن حكومت قرار بگيرد محقّق‌ نمي‌شود؛ چه اينكه فقط‌، كسي كه عصمت علمي دارد و در تشخيص مصالح و مفاسد جامعه اشتباه نمي‌كند و عصمت عملي دارد كه هرگز دچار انحراف و لغزش نمي‌شود مي‌تواند كاروان بشريّت را در جادّه صراط مستقيم‌خداوندي پيش ببرد و بسر منزل مقصود برساند.

   بياناتي كه از پيشوايان بزرگ اسلام در مورد رهبري حكومت اسلامي‌صادر شده است زياد است و ما به ذكر دو تا از آنها اكتفا مي‌كنيم‌.

   1. حضرت امير مومنان )ع( فرمودند:

اللَّهُم‌َّ انَّك‌َ تَعْلَم‌ُ أَنَّه‌ُ لَم‌ْ يَكُن‌ِ الَّذِي كَان‌َ مِنَّا مُنَا فَسَة‌ً في سُلْطَان‌ٍ وَ لاَ الِتمَاس‌َشَي‌ْءٍ مِن‌ْ فُضُول‌ِ الحُطَام‌ِ وَ لَكِن لِنَرُدَّ المَعَالِم‌َ مِن‌ْ دِيْنِك‌َ وَ نُظْهِرَ الاِصْلاَح‌َفِي بِلاَدِك‌َ فَيَأمَن‌َ المَظْلوُمُون‌َ مِن‌ْ عِبَادِك‌َ وَ تُقَام‌َ المُعَطَّلة‌ُ مِن‌ْ حُدُودِك‌َ وَ قَدْ عَلِمْتُم‌ْ أَنَّه‌ُ لاَ يَنْبَغِي أَن‌ْ يَكُون‌َ الوَالِي عَلَي الفُرُوج‌ِ وَ الدِّماءِ وَ المَغانِم‌ِ وَالاَحْكام‌ِ وَ اِمَامَة‌ِ المُسْلِمِين‌َ، البَخْيل‌َ فَتَكُون‌َ فِي أَمْوالِهِم نَهْمَتُه‌ُ وَ لاَ الجَاهِل‌َفَيُضِلَّهُم‌ْ بِجَهلِه‌ِ وَ لاَ الجَافِي‌َ فَيَقْطَعَهُم‌ْ بِجَفَائِه‌ِ وَ لاَ الخَائِف‌َ للدُّوَل‌ِ فَيَتَّخِذَقَوماً دون قَوم‌ٍ وَ لا المُرتَشي فِي الحُكْم‌ِ فَيَذْهَب‌َ بِالحُقُوق‌ِ وَ يَقِف‌َ بِهَا دُون‌َالمَقَاطِع‌َ وَ لاَ المُعَطِّل‌َ لِلسُّنّة فَيُهْلِك‌َ الاُمَّة‌َ.[173]

   در اين چند جمله حضرت امير مومنان  )ع( ابتدا از هدف خود در تأسيس‌حكومت اسلامي سخن مي‌گويد كه‌: پروردگارا تو خود مي‌داني كه انگيزه ما در تأسيس حكومت هرگز جاه طلبي‌ و تحصيل مقام نبود و نيز نخواستيم از اين‌راه مال و ثروتي بدست بياوريم‌، بلكه منظور ما اين بود كه احكام دين را كه‌حكومت‌هاي قبل‌، آنها را دستخوش مطامع و هوسهاي خود قرار داده بودند به حالت اصلي خود برگردانيم و در شهرهاي تو فساد را از بين برده صَلاح و صحّت را آشكار سازيم تا بندگان مظلوم تو در سايه ايمني زندگي كنند و قوانين و حدود تو كه تعطيل شده بود دوباره مورد اجراء و عمل قرار بگيرد.

   بعد از آن مي‌فرمايد: شما مي‌دانيد، كسي كه بر ناموس و جان و بيت المال ‌و قوانين مملكتي تسلّط دارد و فرمانرواي مسلمانان است بايد داراي اين 6شرط باشد:

   1. نبايد آزمند و بخيل باشد زيرا در اين صورت چشم طمع به اموال ملّت‌مي‌دوزد و اموال آنها را به خود اختصاص مي‌دهد.

   2. هرگز نبايد نسبت به قوانين و احكام اسلامي جاهل باشد چه اينكه در اين صورت مردم را گمراه مي‌كند.

   3. بايد عادل باشد و اگر ستمكار باشد ملّت را در نتيجه ظلم‌، پريشان و نابود مي‌نمايد.

   4. بايد شجاع باشد زيرا اگر ترسو باشد استقلال خود را نمي‌تواند حفظ‌كند، ناگزير به اين گروه يا آن گروه ـ براي حفظ خود ـ تكيه مي‌كند.

   5. هرگز نبايد رشوه گير باشد؛ زيرا اگر وعده‌ها و رشوه‌ها در روح او اثركند حقوق ملّت را ضايع مي‌نمايد.

   6. اجراي احكام الهي و سنّت اسلامي را هرگز تعطيل نكند وگرنه ملّت اسلام را به سقوط و تباهي مي‌كشاند.

  

2- و نيز آن حضرت فرمود:

يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ اِن‌َّ أَحَق‌َّ النَّاس‌ِ بِهَذا الاَمْرِ أَقْواهُم‌ْ عَلَيْه‌ِ وَ أَعْلَمُهُم‌ْ بِأَمْرِ اللهِ فِيه‌ِ.[174]

«اي مردم شايسته‌ترين كسي كه مي‌تواند رهبري مردم را به عهده بگيرد كسي است كه در اين موضوع تواناتر و داناتر از ديگران باشد.»

   اين نوع نظام‌، يعني نظامي كه با رهبري معصوم‌ بوجود آمده است كاملترين‌نوع نظامهاي حكومتي است چون در رهبري معصوم‌ كوچكترين انحراف از حق‌ّ روي نمي‌دهد و كوچكترين ستمي به كسي نمي‌شود و كمترين حقي از كسي ضايع نمي‌شود و همه استعدادها به فعليّت مي‌رسد، در واقع اين نوع حكومت‌، حكومت خدا بر انسانها است و حكومت خدا بر انسان طبيعي‌ترين‌، كاملترين‌، سعادت آفرين‌ترين و آزاده‌ترين نوع رابطه حكومت و مديريّت‌ است‌.

   و چون در عصر غيبت‌ معصوم )ع( دست يافتن به چنين حكومتي ممكن‌نيست‌،خود معصوم‌) ع( ما را راهنمائي و جانشين خود را به ما معرفي كرده‌است‌:



قبل فهرست بعد